مخم دارد سوت می کشد...
می گویند میرجلال الدین کزازی را از دانشگاه علامه اخراج کرده اند...
آخر چرا؟ استاد ادبیات را دیگر چرا؟
یکی از افتخارات این مرز و بوم را دیگر چرا؟
دبیرستان که بودم دبیر ادبیاتمان آنقدر با احترام اسمش را می برد که نادیده و ناخوانده ما را شیفته کزازی کرد... وقتی در همین تلویزیون جمهوری اسلامی دیدمش کلی ذوق کردم، تمام واژگان گفتارش فارسی است، دریغ از ذره ای عربی یا لاتین... تماما فارسی...
با آن تن بم صدایش خوشا به آنانی که در سر کلاسهایش می نشستند...
کتاب خاطراتش زمانی که به دعوت دانشگاه بارسلون برای تدریس زبان فارسی راهی آنجا شده بود یعنی « روزهای کاتالونیا» را که خواندم بیشتر شیفته اش شدم... نثر بی نظیر و دلپذیر کتاب یک طرف، آشنایی بیشتر با این سرمایه زبان و ادبیات فارسی یک طرف، کسی که عربی و انگلیسی و فرانسوی و اسپانیایی را به سهولت تکلم می کند...
واقعا چرا کزازی؟
امیدوارم خبر راست نباشد... که اگرنه، بترسید از خشم خدا و خلق او که وقتی زمانش فرا رسد دامن همه شما از خشک و تر را خواهد گرفت و آن هنگام دیگر هیچ گوشی شنوای شعار « ببخش و فراموش کن» و « ببخش و فراموش نکن» نخواهد بود...
در همین زمینه: اخراج اساتید دانشگاه در پس و پیش انقلاب

