تبليغاتX
برگریز

نمیدانم چرا بعضی ها نمی خواهند قبول کنند که سهمیه بنزین تعیین شده برای تاکسی ها و مسافر کشها کافی نیست؟ در شهرستان ها که این موضوع کاملا مشخص شده:

مهاباد- بجنورد - آستارا- خرم آباد - کرمانشاه - همدان- بلوچستان - تمامی مناطق گرمسیر کشور مثل بوشهر و خوزستان و این آخری هم مازندران...

کمبود بنزین برای نعش کش و آمبولانس و ماشین پلیس و مشاغل خاص و همچنین کاهش سفرهای تابستانی که بماند!( خودرو های دوگانه سوز هم که احتیاج به گفتن نداره)

دولت احمدی نژاد با معیار باد معده و توهمات مغزی (مثل بقیه کارهایش) سهمیه بنزین تاکسی ها را تعیین کرد و حالا نتایجش کم کم مشخص می شود.(حتی صدای ائمه جمعه هم درآمده)

اصلا آن مقاله کذایی در « هم میهن» برای تایید تام و تمام سهمیه بندی بنزین چه حاصلی داشت ؟ در هم میهن را که تخته کردند هیچی، از آن حمایت ها برای پیشبرد سیاست احمقانه شان هم استفاده کردند.

در ثانی واقعا برای اصلاح طلبان (مثل معصومه ابتکار) متاسفم که بدون هیچ تبصره ای از اقدام دولت مرد کوتوله حمایت کردند و حالا تاکسی داران بینوا و مسافرین بدبخت باید طعم کمبود بنزین و نبود بنزین آزاد را بچشند.

خاک بر سر این اصلاح طلبان حکومتی و آن حداد عادل که می گوید عرضه بنزین آزاد مثل گذاشتن بالش نرم زیر سر مردم است. خاک بر سر همه شان.

چه جالب نوشته بود گوشزد:

سالها حکومت به جای تامین امنیت و آزادی که پیش شرطهای رشد اقتصادی و رفاه هستند به شهروندان خود با پرداخت سوبسید بی حساب برای سوخت باج پرداخته است و شهروندان نیز بجای مطالبه حقوق سلب شده این باج را گرفته و ساکت شده اند.

اکنون حکومت بنا به دلایل اقتصادی دیگر قادر به پرداخت این باج نیست و در این مورد خاص مجبور به ترک روش عوامگرایانه خود شده است...عیبی ندارد مشروط بر آنکه حقوق سلب شده شهروندان را بازگرداند.

پی نوشت:

1) این مصاحبه از آچار فرانسه دولت هاله نور هم جالب است:

آقای الهام خیلی صریح و رک گفته آنها که سهمیه بنزین تعیین شده برایشان کافی نیست بروند بمیرند.

2) برق هم به طور رسمی جیره بندی شد. آدم یاد داروغه ناتینگهام می افتد که از حلقوم مردم بدبخت در میاورد و میریخت به خزانه پرنس جان.

ملتی که فرق رابینهود و احمدی نژاد را نفهمد باید هم به این روز بیفتد...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همه دوست دارند تا که وقتی به یک تقاطع می رسند نزدیکترین و بهترین راه را انتخاب کنند ولی گاهی مسیر نزدیکتر به دلایلی بسته است و باید میان 2 جاده باقی مانده که هر دو هم نامناسبند یکی را انتخاب کنی.

این را گفتم چون این روزها باز مساله اعدام کسی که در سن زیر 18 سال مرتکب قتل شده داغ است و فعالان حقوق بشر در تب و تابند تا مانع از اعدام « سینا پایمرد» شوند.

قبل از اینکه به این مساله بپردازم جا دارد متذکر شوم که سن مسئولیت کیفری واحدی در دنیا وجود ندارد و هر کشوری با توجه به قوانین داخلی خود این سن را تعیین میکند. در جمهوری اسلامی سن مسئولیت کیفری برای زن و مرد متفاوت است که برای مرد 15 سال قمری تمام و برای زن 9 سال قمری تمام در نظر گرفته شده است.

تقریبا در تمام کشورهای دنیا این سن( یعنی سن مسئولیت کیفری) برای زن و مرد یکسان است ولی همانطور که گفتم کشور به کشور فرق میکند برای مثال در آفریقای جنوبی 7 سال، در اسکاتلند و اندونزی 8 سال، در اکثر ایالات آمریکا و همینطور انگلستان 10 سال، فرانسه 13 سال، مصر 15 سال و بلژیک 18 سال است.

در بعضی کشورها نیز به جرائم جوانان زیر 18 سال و بالای سن مسئولیت کیفری در دادگاههای ویژه اطفال (یا خانواده) رسیدگی می شود.

باید این نکته را هم یادآوری کنم که با توجه به کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل، دولت های عضو آن نباید افرادی را که در زیر 18 سالگی مرتکب قتل شده اند را به مرگ محکوم کنند( ایران عضو این کنوانسیون است و ایالات متحده با وجود امضای آن از تصویبش در مجلس سنا خودداری می کند یعنی عملا از اجرایش سرباز می زند)

حال برگردیم به مساله اعدام « سینا پایمرد»:  اینجا همان تقاطع است که به آن رسیده ایم:

مناسبترین راه می توانست قانونی باشد که با توجه به عضویت ایران در کنوانسیون حقوق کودک مبنی بر اعدام نکردن کسانی که در زیر 18 سال مرتکب جنایت شده اند، مجازات (حبس) مناسبی برای او و سایر موارد مشابهش در نظر بگیرد.

اما متاسفانه و متاسفانه در کشور ما چنین قانونی وجود ندارد و سیستم قضایی هم خود را در حال حاضر مکلف به اجرای کنوانسیون کودک نمی بیند. پس راه مناسب بسته شده و تنها دو راه بد و ناهموار پیش روست ( البته باید از طریق فعالیت های مدنی برای لغو قانون نامناسب کنونی تلاش کرد ولی این یک راه حل میان مدت است و واقعیت حال حاضر همین است که می بینیم و اجرا می شود).

این دو راه باقی مانده یکی اعدام متهم و دیگری آزادی اوست. یعنی یا تنبیه به شدت خشن یا عدم هرگونه تنبیه و کیفر. ( با توجه به قوانین فقهی موجود این موضوع در موارد دیگر قتل هم پیش می آید). حالا با توجه به اینکه راه مناسب بسته شده باید از میان یکی از این دو گزینه ناهموار پیش رو یکی را انتخاب کرد. یا آزادی قاتل یا اعدامش.

من در اینکه کدامیک از این دو راه نسبت به دیگری ارجح است هنوز مطمئن نیستم ولی از هیچکدام از فعالان حقوق بشر مثل عماد الدین باقی و نسرین ستوده هیچ دلیلی نشنیده ام که چرا نجات جان یک قاتل نسبت به اعدام او ارجحیت دارد؟

آیا اینکه در ازای پرداخت پول به خانواده مقتول، یک جانی را بدون هیچ گونه مجازاتی به اجتماع بازگرداند، جامعه را دچار نوعی احساس عدم امنیت نمی کند؟ کسانی که بعد از شنیدن خبر عدم بضاعت مالی خانواده « سینا پایمرد» برای پرداخت پول درخواستی اولیای مقتول سراسیمه به صرافت تهیه آن و نجات جان قاتل افتادند، آیا به این فکر کرده اند که این سنت ناپسندی که سنگ بنای آن را می گذارند، جوانان دیگر را در قتل های برنامه ریزی شده و نشده بعدی بی پروا خواهد کرد؟ آیا نگران این نیستند که با افزایش فشار بر خانواده های مقتولین در آینده این ذهنیت ایجاد می شود که می توان آدم کشت و با کمک خیرین نوع دوست و فعالان حقوق بشر بعد از دو سه سالی از زندان بیرون آمد؟

باز یادآور می شوم که من هم از اعدام نشدن هر انسانی( حتی قاتل و آدمکش) خوشحال می شوم ولی نه به قیمت بی مجازات رها کردن خاطی در جامعه.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 28 تیر1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این نقاشی اثر هنرمند سورئالیست معروف، ایزاک مندز است که شرح کوچکی به روی آن گذاشته ام.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 28 تیر1386 و ساعت 6 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

1 ماه پیش که مجلس شورای اسلامی طرح « اصلاح قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می کنند» را تصویب کرد در مطلب کوتاهی با انتقاد از طرح فوق نوشتم که :

صرف نظر از نوع مجازات، اصلا این منطقی است که تهیه اجباری و غیر اجباری فیلم های مستهجن مجازات یکسان داشته باشد؟

و دیروز بی بی سی فارسی خبر داد که « شورای نگهبان طرح مزبور را به مجلس بازگردانده است و سخنگوی شورای نگهبان گفته که این شورا کلیات مصوبه مجلس در مورد این ویدیوها را قبول دارد و آن را اقدامی "بسیار مبارک" می داند اما معتقد است که برخی مجازاتهایی که در این مصوبه پیش بینی شده، متناسب و هماهنگ با جرم نیست.»

واقعا بعضی مصوبات مجلس هفتم آن قدر شاهکار است که حتی شورای نگهبان و شیخ احمد جنتی هم متوجه می شوند!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 27 تیر1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به عنوان یک ایرانی طبیعی اش این است که از موفقیت تیم ملی والیبال و فوتبال کشورمان خوشحال شوم ولی نمی دانم چرا اینگونه نیست.

امیر علیزاده این حس درونی را این طور بیان کرده:

یک جای کار باید بلنگد که وقت و بی‌وقت، عوام‌فریبانه دست به دامن تیم ملی می‌شوند برای تحریک احساسات. اما افراط در «ایران، ایران» کردن، اثر معکوس دارد و تنها باعث لوث شدن‌اش می‌شود. مثل حالا که یک جایی در ته دل‌مان نگران‌ایم که اگر واقعاً تیم ملی گُل بکارد، دولتمردان فعلی فخر خواهند فروخت و باد در غبغب خواهند انداخت و شعارهای «من، من»شان را توی بوق خواهد کرد.

اما باز قانع نمی شوم : آمریکا هم دارد از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای اهداف خودش استفاده می کند ولی آیا ما باید عکس العملی رفتار کنیم؟ و اصل موضوع را زیر سوال ببریم؟ (درخشانیزم)

و اگر هم دولت احمدی نژاد از پیروزی های ورزشی به عنوان ابزار استفاده کند(که می کند)، ما باید طالب ناکامی ملی پوشانمان باشیم؟

پس این حس درونی از کجا می آید؟

شاید به این خاطر که با گوشت و پوستم آنچه در این مملکت می گذرد را احساس می کنم و وقتی علی آبادی بعد از سوم شدن جوانان والیبالیست می آید و در تلویزیون « ایران ایران» می کند، می دانم دروغ می گوید و می خواهد مردم را تحمیق کند.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 26 تیر1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جوانان والیبالیست ما با پیروزی بر ایتالیا به مقام سومی جهان دست پیدا کردند.

اما اگر بازیهای ایران رو دیده باشید، متوجه شده اید که تلویزیون مراکش هر از گاهی آخوندی رو نشون می داد با عمامه سفید.

همون اول حدس می زدم باید سفیر باشه و امروز فهمیدم که حدسم درست بوده...

حجت الاسلام وحید احمدی سفیر کنونی جمهوری اسلامی در مراکش، نماینده مردم کنگاور ، صحنه و هرسین در مجلس سوم، مدیر کل فرهنگی سابق وزارت خارجه و از هواداران رفسنجانی و ولایتی در انتخابات ریاست جمهوری نهم که با احمدی نژاد هم رفاقتی به هم زده است ظاهرا از پست سفارت در مراکش ملول شده و به نامزدی مجلس هشتم درآمده ( این سوابقی که گفتم فقط اونایی بود که توی اینترنت پیدا شد. تو خود حدیث مفصل بخوان ز این مجمل)

جناب احمدی که بعد از مجلس سوم در دوره های 4 و 5 و6 و 7 هم نامزد شده بود و هر چهار بار نتواست دوباره به مجلس راه یابد بد جوری عقده ای شده و از رو نمیرود( آخرین بار ایشان در انتخابات پیشین از نماینده فعلی یعنی حسن سلیمانی شکست می خورد.)

احتمالا اگر باز در انتخابات رای نیاورد دوباره می خزد در وزارت خارجه یا اگر مدیرکلی در وزارت خانه نشد، سفارتی جایی بالاخره پیدا می شود که! این همه کشور در دنیا را گذاشتند برای چی پس؟

پی نوشت:

اگه از بچه های کرمانشاه یا کنگاور کسی این پست رو خوند از سوابق این جناب سفیر بیشتر برامون بگه...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 25 تیر1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از ابتدای مرداد طرح مبارزه با بد پوششی با تعداد پلیس دوبرابر بیشتر نسبت به قبل تشدید می شود.

اما پای صحبت بعضی از بسیجی های مثلا روشن بین که میشینی می گویند با اصل طرح موافقند ولی با نحوه اجرایش موافق نیستند و برخوردهای پلیس رو کاملا تایید نمی کنند.

این نوع نگاه به قضیه کاملا غلط است. شاید در مرحله ابلاغ و روی کاغذ بشود طرح قرون وسطایی برخورد با نوع لباس مردم را قشنگ و بزک کرده نوشت ولی در مرحله اجرا بدون هیچ شک و شبهه ای نتیجه همین خواهد بود که می بینیم. اصلا مگر مامورین اجرای این طرح قرون وسطایی از بهشت آمده اند؟ یا دکترای علوم اجتماعی و روانشناسی بالینی دارند؟

بنابراین هرکسی این حرفها رو زد بدانید یا شارلاتان است یا نادان.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 25 تیر1386 و ساعت 6 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز پیش که ارتش پاکستان به دستور پرویز مشرف به مسجد لعل حمله کرد و در جریان درگیری، عبدالرشید قاضی ( رهبر شورشیان طرفدار طالبان) کشته شد، جسدش را در اختیار هوادارانش قرار داد تا در کمال آزادی تشییع شده و به خاک سپرده شود.

 

 

یاد آیت الله خمینی به خیر که دستور داد جسد آیت الله شریعتمداری را شبانه و مخفیانه در دستشویی قبرستان ( که حالا تبدیل به حجره شده است) دفن کنند و حتی مانع از اجرای وصیتش مبنی بر نماز گزاردن حاج آقا رضا صدر بر جنازه اش شد.

آنقدر گند زده بودند که حتی مرحوم آیت الله گلپایگانی هم در نامه ای به آقای خمینی به نحوه و محل خاکسپاری آیت الله شریعتمداری اعتراض کرد.

خدایش بیامرزد.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 24 تیر1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با توجه به فرمایشات گهربار مقام معظم رهبری که فرموده بودند زن بودن نوعی ارزش است ما هم بنا داریم تا به سبک خودمان نظرمان را در این مقوله بیان کنیم.

به نظر ما خدا هم یک دختر است.( دیگه ازاین بالاتر هم میشه؟) البته این را اولین بار ما کشف نکردیم. گروه Groove Coverage آهنگی دارند به نام God Is A Girl که با یک عکس فلسفی و انواع و اقسام ریمیکس به بازار داده اند تا ثابت کنند خدا یک دختر است.

می خواستم برایتان آپلود کنم گفتم باشه با خودتون...

جک جدید رو هم که شنیدید؟ حجت‌الاسلام و المسلمین عباسعلی كعبی ( با حسین کعبی نسبتی داره؟) عضو حقوقدان شورای نگهبان گفتند: شورای نگهبان یكی از اركان مردم سالاری است.

حاضران بعد از خواندن این مطلب جملاتی گفتند که بیان دوباره اش خارج از نزاکت است!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 23 تیر1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خیلی عجیب است... در کمتر از یک لحظه و بی خبر از همه جا بمیری....

چند روز پیش متوجه شدم که در اتاقمان یک موش داریم. خوب طبعا هیچ انسانی از اینکه یک موش در اتاقش آمد و شد کند خوشش نمی آید ( این مساله هیچ ربطی به زن یا مرد بودن یا فمینیست بودن و نبودن ندارد. دارد؟). بنابراین تصمیم گرفتیم موش را بکشیم.

تله موش را که خریدیم و کمی پنیر گذاشتیم رویش مطمئن نبودم که آیا میتوانیم موش را بگیریم یا نه ولی به هر حال روش دیگری بلد نبودیم. پس تله را کار گذاشتیم و خودمان مشغول تماشای تلویزیون( زمان حادثه ابتدای شب است). دفعه اول که تله را خوب تنظیم نکرده بودم جلوی چشمان من موش آمد و کمی از پنیر را خورد و رفت. موش تمام سفید و خیلی کوچکی بود تقریبا نصف موس های کامپیوتر( احتمالا هنوز بچه بود).

دفعه دوم تله را تا حد امکان حساس کردم و نشستم پشت کامپیوتر که تق! نگاه کردم دیدم انتهای دم موش افتاده داخل تله ولی بعد چند لحظه موفق شد تا دمش را بردارد و فرار کند زیر قفسه کتابخانه مان. می شد حدس زد با توجه به این که ترسیده بود به این زودی ها بیرون نیاید. باز با کمی پنیر تازه باز تله موش را به کار انداختیم.

فردا صبح هم خبری نبود و ما خانه را ترک کردیم تا عصر که برگشتیم ، بله موش به طرز ناخوشایندی کشته شده بود. تله باید خیلی سریع عمل کرده باشد... هنوز چشمهایش باز بود و پنیر هم دست نخورده. چه مرگ بدی!، کمر موش زیر فنر تله کاملا شکسته بود، موش باید جا در جا مرده باشد.

خیلی عجیب است... در کمتر از یک لحظه و بی خبر از همه جا بمیری.... خودت هم نمی فهمی کی مرده ای...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ریتا کلاینشتاین( ریتا جهان فروز) متولد چهارم فروردین 1341 در تهران به نوشته ویکی پدیا موفق ترین خواننده و بازیگر زن در اسرائیل است. او که در کودکی با والدینش به اسرائیل مهاجرت کرده در آنجا با یک پیانیست و خواننده معروف یعنی رامی کلاینشتاین ازدواج می کند که حاصل آن 2 دختر است...

می توانید در Soundpedia به تمامی ترانه هایش به صورت رایگان گوش دهید (رجیستر شدن در Soundpedia ساده است). از میان چند آهنگی که گوش کردم ترانه Until You Leave از آلبوم Milestones از بقیه زیباتر بود. پیانو فوق العاده ای که می شنوی به علاوه صدای دلنشین ریتا ارزش دقایقی که صرف شنیدن این آهنگ می کنی را دارد. بدون شک از شنیدن این ترانه عبری لذت می برید.

ریتا در جوانی اش ( 17 سال پیش) در یوروویژن هم شرکت کرده بود که می توانید اجرای زنده اش را در یوتیوب ببینید.

ریتا هنوز ایران را فراموش نکرده و از قول او چنین آمده است:

It is very sad to see what has happened in Iran since we have left, But despite all I have a fond place in my heart for the Persian people

+ میا کرشنر

+ SoundPedia : لذت موسیقی در وب

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شرق را بریز دور، اطلاعات بخر!

پریروز، یکشنبه 17 تیر، روزنامه اطلاعات نوشته ای داشت از دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن با عنوان « سفر دیگری به کانادا» که به جرات می توانم بگویم از معدود نوشته های پرمحتوا و روان روزنامه های ایران در چند سال اخیر است.

این مقاله که به بهانه دومین سفر ایشان به کانادا به دعوت انجمن دانشجویان دانشگاه « رایرسون» نوشته شده آنقدر زیبا و پر معنی بود که هر چه بگویم کم گفته ام. چه شرح طنز گونه تغییر هواپیما در فرودگاه لندن و چه توصیف کانادا که چنان انجام شده که گمان نمی کنم کس دیگری بتواند به این زیبایی، کانادا را برای مخاطبش به تصویر بکشد. قسمت مربوط به بیان استیلای سګس ( البته بعد از اقتصاد) بر زندگی غربی هم که از وصف بیرون است!

در قسمتی پایانی، دکتر ندوشن در واکنش به خبر کتابسوزی در آمریکا چنین می نویسد :

با این حال زمانی که ما بودیم، خبری در روزنامه بود که یکی از کتابفروشان در ایالت میسوری آمریکا، در اعتراض به کم علاقگی جامعه به کتابخوانی، تعداد زیادی از کتابهای خود را سوزاند. کتابفروشی دیگری در کانزاس سیتی، انبوهی از کتابهای خود را به آتش کشید و به مردمی که برای تماشا جمع شده بودند گفت:« این تشییع جنازه تفکر در آمریکای امروزی است!» وقتی آنجاها این طور است، ناشران ایرانی چه بگویند که با هفتاد ملیون جمعیت، تیراژ کتاب به 1000 نسخه رسیده است؟ باید گفت:

آن که دائم هوس سوختن ما می کرد

کاش می آمد و از دور تماشا می کرد!

مقاله دکتر ندوشن را اینجا بخوانید.

خلاصه ای از سخنرانی های ایشان در کانادا را هم می توانید اینجا بخوانید.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شناسنامه هایتان را آماده کنید، انتخابات نزدیک است!

 

حمله امروز به دفتر سازمان ادوار را با یک حکایت تحلیل می کنم.

می گویند بنده خدایی نمی توانست شبها خوب بخوابد، می رود سراغ حکیم ده. بعد از در میان گذاشتن مشکلش حکیم از او می پرسد ببینم در خانه ات چه داری؟ طرف می گوید منم و زنم و 4 بچه که در یک اطاق زندگی میکنیم. حکیم از او می پرسد دیگر چه داری؟ می گوید یک بزی هم داریم در بیرون خانه بسته ایم به درخت.

حکیم می گوید: خوب او را هم بیار داخل اطاق! طرف تعجب می کند ولی با خودش می گوید خوب حکیم است و لابد بیشتر از من می فهمد. می رود و بز را هم می برد داخل خانه و بعد از یک هفته دوباره می رود سراغ حکیم و می گوید ای بابا بیچاره شدم آن چند دقیقه ای که قبلا می خوابیدم هم الآن نمی توانم بخوابم. حکیم می گوید حالا بز را بردار ببر بیرون...

طرف فردا می آید و می گوید خدا خیرت بدهد حکیم! خوابمان درست شد.

این فشارها و افزایش خفقان هم همان بز است، تا بعد از احمدی نژاد مردم را چند صباح دیگری با امثال کروبی و خاتمی (کسی چه می داند شاید میرحسین موسوی و و و) سرگرم کنند.

فکر کنم لازم است حداقل بیست سالی قدرت را به همین آقایان واگذار کرد تا هر چه می خواهند بکنند. هر قدر هم که گند بزنند در میان آن چند ملیون سالی که در پیش روی ایران است اصلا هزینه ای حساب نمی شود.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 0 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز به روز در همه زمینه ها به قهقرا می رویم، حالا پشتمان فنری هست یا نه را نمی دانم ولی به این سخنان سهیلا جلودارزاده نماینده مجلس اسلامی خوب فکر کنید:

جلودارزاده در بازدید از نمایشگاه «زنان سرزمین من» گفت هر چیز زیبایی فساد نیست و باید مقوله زیبایی و شادی را از فساد جدا کرد.

اگر همین طور پیش برویم بعید نیست به سرنوشت فیلم equilibrium دچار شویم . دنیایی که مردم را به خاطر داشتن ادکلن و سگ خانگی میفرستادند داخل کوره آدم سوزی.

دکتر لنکرانی وزیر بهداشت هم خبر از ایجاد رشته طب سنتی داده است. به علاوه قرار است در قم مرکز تحقیقات طب اسلامی راه اندازی شود.

وقتی یادم می آید برای انجام پروژه ام به خاطر نبود بودجه و امکانات بابایم جلو چشمهایم آمد و حالا آقایان می روند مرکز تحقیقات طب اسلامی می زنند می خواهم بروم آن وزیر را پیدا کنم و...

ظاهرا یکی از اقدامات بزرگی که وزیر کشور گفته بود از محل صرفه جویی مصرف بنزین انجام خواهد شد همین اسلامی کردن پزشکی است.

پی نوشت:

یک عکس هم پیدا کردم در همین زمینه بد نیست ببینید.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 0 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این مسئولین محترم BBC فارسی واقعا ته سوادند. اینجا را ببینید، نوشته اند افزایش فشار بر طلاب مسجد لال اسلام آباد. حالا من هی فکر میکنم مسجد لال دیگه چه اسمیه؟ لال هم شد اسم مسجد؟ نگو اسم مسجد لعل است و به الفبای انگلیسی مینویسند Lal . این آقایون هم یک ضرب ورداشتند نوشتن لال .

خلاصه تهیه کنندگان خبر BBC فارسی مواظب باشند که یک وقت آنها را ندزدند بیاورند Press TV .

پریروز هم خبرگزاری مفخر(بر وزن مظفر) ایسنا اسم نخست وزیر فرانسه رو ببینید چی نوشته بود : فرانکو فیلون! معلوم نیست سرویس بین الملل ایسنا رو دادن دست کیا؟ یعنی دو ماه از نخست وزیری فرانسوا فیون گذشته، اون نابغه ها تا حالا اسمش رو نشنیدن که می نویسن فرانکو فیلون؟

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 16 تیر1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فیلم بردار تلویزیون حماس

 

ویدیوی تیراندازی سربازان اسرائیلی به یک فیلمبردار زخمی که روی زمین اقتاده و نمی تواند حرکت کند را که دیدم ... واقعا گناه یک فیلمبردار چیست؟ غیر از فلسطینی بودن گناه دیگری دارد؟

فیلم را ببینید، فیلمبردار روی زمین افتاده،  دوربینش واژگون شده و خودش نمی تواند راه برود که نه یک بار که دو بار به او شلیک می کنند. هر دو بار به پاهایش...

تیرانداز اسرائیلی خوب می داند دارد چه می کند... حالا می تواند خوشحال باشد... هر دو پای عماد غانم فبلمبردار 23 ساله شبکه الاقصی متعلق به حماس قطع شد...

نمی دانم چه کنم... خدایا این چه سرنوشتی است برای فلسطین؟

یک مقام نظامی اسرائیل گفته است که فیلمبردار تلویزیون حماس ژورنالیست محسوب نمی شود. چون جزوی از شاخه نظامی حماس است و از فیلمهایش برای پروپاگاندا و جاسوسی استفاده می شود...

خیلی روشن است... آنقدر وقیح شده اند که آشکارا چنین جنایتی را توجیه می کنند. شرم بر شما که نام انسان را آلوده کرده اید...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این عکس چه ربطی داره؟

 

چرا باید بچه داشت؟ جوابهای مختلفی به این سوال می شه داد:

احساس نیاز: خوب شاید داشتن یک فرزند نیازی غریزی باشد(؟) هان؟ مطمئن نیستم...

تداوم نسل: بعضی ها مردها دوست دارن تا نسلشان منقطع نشود، به همین جهت داشتن فرزند پسر از نون شب براشون واجب تره.

دستگیری ( با بازداشت اشتباه نکنید) هنگام پیری: احساس اینکه بعد از از کار افتادگی یک فرزند خوب می تواند از آنها نگهداری و تر و خشکشان کند.

غیر از این سه تا می شود به اینها هم اشاره کرد:

درآمد زایی: در جوامع روستایی به فرزند( مخصوصا پسر) به عنوان نیروی کار که می تواند به اقتصاد خانواده کمک کند نگاه می شود.

عدم تنظیم خانواده: بچه های نا خواسته

دلیل دیگه ای سراغ دارید؟

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رهبر انقلاب در دیدار با آنچه رسانه های داخل « زنان نخبه و فعال در عرصه های مختلف» نامیده اند صریحا از اولویت « نقش مادری و همسری» در مقابل دیگر فعالیتها و نقشها سخن گفته اند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان اضافه کرده اند:

تلاش برخی مرعوب شدگان در مقابل غرب، برای کم و زیاد کردن احکام اسلامی و انطباق دادن آنها با بعضی معاهدات جهانی، کاملاً غلط است.

البته نظرات رهبری نظام محترم است ( به خصوص که سمبه هم پرزوره) ولی معلوم نیست چرا ایشان از کسانی که با ایشان هم عقیده نیستند، با واژگانی مثل مرعوب و بی غیرت و فریب خورده یاد می کنند؟

این است اخلاق اسلامی؟ آیا این جور حرف زدن در شان رهبری یک کشور است؟ ظاهرا همین طرز صحبت کردن باعث می شود تا کارگزاران جمهوری اسلامی بد حجابان را بیمار و روزنامه نگاران را حشرات موذی بخوانند.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 13 تیر1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هم میهن را توقیف کردند!

معلوم نیست آن روزنامه نگاران فلک زده باید با کدام ساز برقصند؟ خوب مثل بقیه دیکتاتوریهای منطقه تکلیف همه را یکسره کنید برود پی کارش. ظاهرا باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید. طرف شب خانم اش پریود می شود و راه نمی دهد صبح می آید در روزنامه می بندد... به قول این همسایه ما خط قرمز را بسته اند به سر چیزشان!

یک روزنامه معتبر نگذاشته اند لا مصب ها! خوب کویت هم اوضاعش خفقان است ولی لااقل یک القبس دارد!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 12 تیر1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکی دو سال پیش اصلا از ایرانیان مهاجر خارج کشور ذهنیت خوبی نداشتم ولی همین وبلاگ نویسی من را با کسانی مثل آرزو آشنا کرد که تا حد زیادی دیدگاههای غیرواقع بینانه گذشته ام را عوض کرد.

با این مقدمه کوتاه، می خواهم به مرگ مهستی خواننده پرسابقه ایرانی نگاهی بیندازم. مرگ مهستی از آن جهت که خود مهستی از زمان تقریبی آن اطلاع داشت، نمونه خوبی از تردید در شعار وطن دوستی و عشق به ایران و ازاین تعارفات آبکی بعضی از ایرانی های خارج کشور است.

به واقع چرا کسی که می داند چند ماه دیگر بیشتر زنده نیست، هیچ تلاشی برای برگشت به ایران انجام نمی دهد؟ گمان نمی کنم، جمهوری اسلامی مخالفتی با سفر یک پیرزن در حال مرگ به کشورش داشته باشد و یا علاقه ای به زندانی کردنش در بازگشت به ایران...

جواب این سوال را از لابلای حرفهای دخترش شنیدم، مهستی می خواست تا ماههای پایان عمرش را در آرامش بگذراند، این تحلیل من نیست، حرفهای دختر خودش است.

این موضوع شاید هم طبیعی باشد، کسی که 20 یا 30 سال در مملکت دیگری زندگی کند به آن خو می گیرد و آرامشی را که با گذر زمان پیدا کرده به این راحتی ها از دست نمی دهد، ولی بالطبع دیگر حق ندارد از وطن و آرزوی بازگشت به آن حرف بزند...

پی نوشت:

آن ادعای تغییر مذهب مهستی هم نمونه ضرب المثل دروغ هرچه بزرگتر باشد باورکردنش آسانتر است، می باشد! یکی نیست از آن مسیحیان کاتولیک تر از پاپ بپرسد چرا وقتی خود آن مرحوم زنده بود، مسیحی شدنش را در بوغ نکردید؟ خوب معلوم است چون خودش دروغتان را رسوا می کرد...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 11 تیر1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جعل و یا عدم جعل لوگوی نشریات پلی تکنیک کار هر کسی باشد، شیوه برخورد با آن مسلما اینگونه نیست، علی اصغر شفیعیان توضیحات کافی را داده بود، بنابراین گزافه گویی نمی کنم.

اما مساله دیگری که در گزارشاتی مثل این تحت عنوان افشای پرونده امیرکبیر به این شکل آمده:

( اما نكته جالب اينجاست كه برخلاف انتظار پسران نابغه (منظور مسئولین همان نشریات است) مطالب نشريات نه تنها مورد استقبال دانشجويان قرار نمي گيرد بلكه اكثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشريات معترض مي شوند...)

این واقعیت است که از هر 100 دانشجوی پلی تکنیک شاید 1 نفر هم آن نشریات کذایی را ندیده باشد. چون به محض انتشار توسط برادران متعهد از صحن دانشگاه جمع آوری شد. حال این سوال پیش می آید که وقتی که تقریبا هیچ دانشجویی به آن مطالب دسترسی نداشته چگونه می تواند از آنها استقبال کند یا نکند؟

در اینجا 2 فرض مطرح است. فرض اول را می گویم و دومی را به دلایل ناخوشایندی به خود شما باز می گذارم:

طیفی از دانشجویان بسیجی دچار نوعی حالت روحی است که تصور میکند هر آنچه در ذهن او می گذرد در عالم واقع هم همان می گذرد. برای مثال فکر میکند چون خود حاضر است در صورت حمله احتمالی بیگانگان به کشور جان و مال خود را فدا کند، بقیه مردم ایران هم چنین می کنند. یا چون خودش آن مطالب کذایی را توهین آمیز می پندارد، بقیه هم چنین تصوری خواهند داشت و در صورت دسترسی به آن معترض می شوند ...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 10 تیر1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سبک R&B را همین پریشب با آهنگ Ice Box از اماریون کشف کردم! نمی دونم چرا احساس کردم این آهنگ می تواند موسیقی پایانی یک فیلم به یاد ماندنی باشد.

درد تلخی در تم این آهنگ نهفته است که من را یاد « نفس عمیق» پرویز شهبازی می اندازد( مریم پالیزبان هم وبلاگ داشت؟) ...

آهنگ را اینجا می توانید دانلود کنید.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 10 تیر1386 و ساعت 2 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«جمهور» در پستی در مورد فلسطین، ادعای کشف اسناد همکاری برخی اعضای فتح با سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل را با علامت تعجبی به سخره گرفته و نوشته:

تندروها در ایران به فرافکنی خود ادامه می دهند و "فتح و ابومازن" را وابسته امریکا و اسرائیل می خواند. تا جایی که برخی رسانه ها خبر از کشف اسناد جاسوسی تشکیلات خودگردان برای اسرائیل می دهند!

نمی دانم چرا مهدی فکر می کند که ادعای جاسوسی افرادی مثل « محمد دحلان» - عضو فتح - خنده دار است؟ پرونده آدمهایی مثل دحلان چنان روشن یا به عبارتی تاریک است که احتیاجی به شرح ندارد ولی چند خطی برای آنهایی که نمی دانند یادآوری می کنم:

بازتاب در گزارشی به حضور دحلان در کنفرانس عقبه در اردن در سال 2003 اشاره می کند و می نویسد:

او هنگامى که در ژوئن 2003 در کنفرانس چند جانبه عقبه در اردن، طرح امنيتى خود براى کنترل اوضاع در نوار غزه و سرکوبى نيروهاى حماس را به طرف آمريکايى و اسرائيلى ارائه کرد، موجبات شگفتى جورج بوش رئيس جمهور آمريکا را فراهم نمود و بوش از او به عنوان فردى که شگفتى مرا برانگيخته است، ياد کرد.

ان شاء الله خدا دحلان و بوش را به هم ببخشد...

اما شگفتی بوش بی دلیل نبوده است، محمد دحلان چنان آش را شور کرده است که صدای گروه متنفذی از رهبران فتح در غزه مثل « احمد حلس» و حتی عده ای از مسئولین مصری را نیز درآورده.

+ باز هم از دحلان

+ هانی الحسن از شخصیت های طراز اول فتح هم از دحلان به شدت انتقاد کرد

اگر هیچ کدام از این شواهد هم در دسترس نبود، فساد مفرط در گروه فتح که اظهرمن الشمس است و آیا تعجب دارد که آدمهای فاسد برای ماندن در قدرت، به ستون پنجم تبدیل شوند؟

البته نمی شود زیاد هم از مهدی گلایه کرد. وقتی که  برخی رسانه های داخلی چوپان دروغگو شده اند، حرفهای راستشان هم با بدبینی خوانده می شود.

از خدا خواستارم تا بغض به بعضی مسائل، ما را از دایره انصاف بیرون نکند ( آمین)

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در جمعه 8 تیر1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نمی دانم چرا بعضی ها هی حرص و جوش بی خودی می خورند؟  این همه نگرانی در مورد سرنوشت پرونده هسته ای ایران برای چیست؟ بدترین سناریوی ممکن، بمباران گسترده ایران و نابودی تاسیسات زیربنایی و گروهی از مردم است. اصلا مشکلات اجتماعی و اقتصادی با رشد تصاعدی جلبک وار هم روی آن! خوب که چی؟

وقتی فکر میکنم کره زمین چند ملیون سال دیگر هم به حیات خود ادامه خواهد داد و تازه دو سه هزار سال از تاریخ این مملکت سپری شده خنده ام می گیرد. الکی زندگی را به کام خود تلخ نکنید!

من ترجیح می دهم به اوضاع موجود و از جمله این جک کلی بخندم و بگویم الخیر فی ماوقع!

راهکار جدید دولت برای بنزین: آنهایی که سهمیه بنزین برایشان کافی نیست می توانندعلاوه بر تاکسی و اتوبوس از آن 17 ملیون خری که به محمود رای دادند استفاده کنند.

من دیشب بنزیم زدم آیدا!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در جمعه 8 تیر1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خیلی خبرها را می خوانی و معنای تلخش را می فهمی ولی خبرهایی هستند که می توانی با تمام وجود درکش کنی...

تصور کن جای آرمان صداقتی باشی و دانشجوی دانشکده نفت پلی تکنیک. روز امتحان بروی سر جلسه و چند مامور انتظامات پیزوری، شفاها به تو بگویند حق امتحان نداری چون ممنوع الورودی، بدون اینکه هیچ دستور کتبی در بین باشد...

خدا را شکر که آرمان هم رشته ای های با وجدانی دارد که تا حضور او در جلسه امتحان از شرکت در آن خودداری کرده اند، وگرنه فردا اعلام می شد که غایب بوده و صفر است...

اما مساله دردآور دیگر، کتک زدن متحصنین و کشان کشان بیرون کردنشان از مسجد دانشگاه است. واقعا اینها به کجا رسیده اند؟ خدایا خودت شاهد باش که چه می کنند.

این حدیث را هم نه برای آن نماینده ولی فقیه که برای معدود بسیجی هایی که انسانیتشان طعمه چیزهای دیگر نشده می نویسم:

از رسول خدا نقل است که: «اجتنبوا دعوات المظلوم ولو كافرا، فإنها ليس دونها حجاب» از دعای مظلوم بپرهیزید حتی اگر کافر باشد زیرا میان او وخدا هیچ حجابی نیست.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 7 تیر1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبرگزاری ایلنا به نقل از نظرسنجی «مؤسسه مشورتی خاور نزدیک» در بین ساکنان فلسطین گزارش می دهد که 69 درصد افراد شركت ‌‏كننده در این نظرسنجی از برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌‏جمهوری و پارلمانی حمایت می‌‏كنند.

اینکه چرا با وجود اینکه حدود 70 درصد مردم فلسطین خواهان انتخابات زودهنگام اند، نه فتح و نه حماس و نه دولتهای عربی و غربی هیچ علاقه ای به انتخابات زودهنگام نشان نمی دهند، از نکات دردناک خاورمیانه است.

جای مقاله ای از احمد زیدآبادی درباره این موضوع خیلی خیلی خالی است.

+ زیدآبادی و سناریوی گم شده

+ حماس و الغاعده

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 6 تیر1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چندی پیش فخرالدین حجازی، نماینده مردم تهران در دور اول مجلس شورای اسلامی از شدت پیری مرد و بعد مرگش، عباس عبدی مقاله کوتاهی از زندگی پر از سخنرانی او منتشر کرد.

اما این فخرالدین حجازی که یکی از آن نمایندگانی بوده که رای به عدم کفایت سیاسی سید ابوالحسن بنی صدر دادند کتابی دارد تحت عنوان «سه سخن» که شامل سه مجموعه سخنرانی از ایشان است.

برای شادی روح آن به دیار باقی شتافته، گوشه ای از آن کتاب را در باب موسیقی که تحت عنوان امتیازات اقتصادی اسلام در مدرسه عالی اقتصاد کرج بیان شده اینجا می آورم، این قسمت از سخنرانی ایشان با عنوان « لهو و موسیقی» چنین است:

( لهو و موسیقی از بیهوده کارهاییست که سرمایه مادی و معنوی انسان را به هدر می دهد و نه تنها در گسترش مفاسد اخلاقی آثار زیانباری به جا می گذارد و مغز و اعصاب انسان را تخدیر و خسته و ضعیف می کند بلکه زیانهای اقتصادی فراوانی نیز به بار می آورد.

ساعت های را که برای آموختن موسیقی و نواختن به هدر می دهیم می توانیم صرف کار و تولید کنیم و زندگانی خود و مردم را ترقی دهیم و گروههای فراوانی که تا نیمه های شب در مراکز فساد به رقص و آواز و شنیدن ترانه ها و نغمه ها به سر می برند و به شرابخواری و فحشا می پردازند، می توانند به علم آموزی و اختراع و طرح نقشه های اقتصادی و اجتماعی بپردازند و به مغز و فکر و اعصاب خود ضربه نزنند و تندرستی خود را به خطر نیندازند.

ممکن است گفته شود موسیقی یک نوع تفریح برای رفع خستگی و ایجاد آمادگی برای کار فردا است، در صورتیکه موسیقی یکی از عوامل خستگی و فرسودگی مغز و اعصاب است و انسان می تواند با ورزش و راهپیمایی و کوهنوردی و سواری و تیراندازی و مطالعه و دیدارهای دوستانه و خانوادگی، نشاط و نیرویی فراوان بیابد]...[ روی این اصل ساختن و خرید و فروش آلات لهو و قمار و موسیقی به عنوان یک پارازیت و عامل ضد اقتصادی در تجارت اسلامی تحریم شده...)

آهای!، یه طرفه به قاضی نرید... این مرحوم حجازی از آن جمله آدم هایی بوده که دچار تحولات روحی شده، نوشته سید سراج الدین میردامادی را در موردش بخوانید، در گوشه ای از آن آمده است:

« یکبار فخر الدین حجازی به ما گفت : ما آخرش نفهمیدیم این آقای بنی صدر ایراد کارش چه بود؟ آدم مسلمان و وطن پرستی بود اما این احمد آقای خمینی مرتب از من می خواست سخنرانی کنم و بنی صدر را بکوبم و من به دلیل علاقه زیادی که به امام و فرزند ایشان داشتم چنین می کردم اما هیچ وقت نفهمیدم چرا باید علیه بنی صدر سخنرانی می کردم. وی افزود : بنی صدر ایرادش این بود که زیر بار این آخوندها نمی رفت!»

خدایش رحمت کند...

+ سداکسیون و احکام فقهی

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 5 تیر1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایمن الظواهری در نواری که تازه منتشر شده از تمام مسلمانان جهان خواسته تا به کمک حماس بشتابند. اسماعیل هنیه هم در آخرین سخنرانی اش اعلام کرده که اگر همه دنیا هم علیه ما متحد شوند از مواضعمان عقب نشینی نمیکنیم.

در عجبم که آیا اصلا برای آمریکا مهم نیست که با این بایکوت همه جانبه دارد تدریجا حماس را می فرستد در دامن الغاعده؟ خوب شاید هدف اسرائیل هم همین باشد...

این وسط دلم می سوزد برای امثال مصطفی برغوتی( آخرش نفهمیدیم برغوتی یا برغوثی؟). برغوتی می گوید این دولت اظطراری برایش قابل قبول نیست چون قانون را به حالت تعلیق درآورده، می گوید این دموکراسی نیست.

ای کاش حماس هم مثل برغوتی خواستار انتخابات زودهنگام می شد.

***

مهستی مرد، آهنگ «طعنه» از به یادماندنی ترین کارهایش را اینجا بشنوید، آلبوم اسیر هم از کارهای جاودانه اوست. روحش شاد

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 5 تیر1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سازمان ملل متحد گاهی حرص من را در می آورد.

از حکایت آن کمیسیون و بعد شورای حقوق بشر که مضحکه کشورهای کوچک و بزرگ ناقض حقوق بشر شده گرفته تا این اواخر که به طور اتفاقی به خبر انتخاب زیمبابوه به ریاست ادواری کمیسیون اقتصادی سازمان ملل را برخوردم...

احتمالا می دانید که اوضاع اقتصادی زیمبابوه چگونه است، اگر نمی دانید این را بخوانید.

**********

تصاویر اجلاس پاریس را در اخبار دیدید؟ مثلا جمع شده اند فکری به حال دارفور کنند. ای خاک بر سر دنیای اسلام و عرب ( خودمانی اش می شود: ای بشاشن توی این جهان اسلام و عرب) که آمریکا باید بنشیند با چین بر سر دارفور چانه بزند. همچنین خاک بر سر فرانسه که وزیر خارجه اش موقع حرف زدن، بی وقفه در حال رقص و سماع است.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 4 تیر1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این بالاترین هم کلی مارا سرگرم می کند! از جمله این ویکی پدیای قلابی که ما را حسابی خنداند.

سایت فوق در تعریفش از زن آورده:

زن به همراه شراب، دود، و قمار از عوامل پیری زودرس است. لذا عده‌ای از روی حب دنیا و تعلق به آن و آرزوی دراز‌ زیستن از زن اجتناب کرده و به سراغ پسران می‌روند.

باید دانست که اصولاً رقیب اصلی زنان در طول تاریخ پسران و مغ‌بچگان بی‌ریش بوده‌اند لیکن سردمداران نهضت زنان این مهم را در نیافته و نوک تیز حملات خود را متوجه مردان باریش کرده‌اند.

از اینکه بگذریم کیهان در قسمت گفت و شنودش طنزی دارد از گفته های پیرموذن سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی:

گفت: یكی از مدعیان اصلاحات در مصاحبه ای گفته است علت شكست اصلاح طلبان در سوم تیر، تفرقه آنها بوده است.

گفتم: در انتخابات سوم تیر كه همه مدعیان اصلاحات از یك نامزد واحد حمایت می كردند.

گفت: شاید منظورش دور اول انتخابات نهم است!

گفتم: در دور اول انتخابات نهم كه اصولگرایان هم چند تا نامزد ریاست جمهوری داشتند.

گفت: پس منظورش چیه؟!

گفتم: چه عرض كنم؟! شخصی خیلی ادعای هوش و حواس می كرد. روزی یكی از دوستانش او را دید كه وسط چهارراه ایستاده، پرسید چرا ماتت برده؟ و طرف گفت؛ راستش نمی دونم الان صبح زوده و دارم میرم اداره یا بعدازظهره و دارم برمی گردم خونه؟!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 3 تیر1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin