همه دوست دارند تا که وقتی به یک تقاطع می رسند نزدیکترین و بهترین راه را انتخاب کنند ولی گاهی مسیر نزدیکتر به دلایلی بسته است و باید میان 2 جاده باقی مانده که هر دو هم نامناسبند یکی را انتخاب کنی.
این را گفتم چون این روزها باز مساله اعدام کسی که در سن زیر 18 سال مرتکب قتل شده داغ است و فعالان حقوق بشر در تب و تابند تا مانع از اعدام « سینا پایمرد» شوند.
قبل از اینکه به این مساله بپردازم جا دارد متذکر شوم که سن مسئولیت کیفری واحدی در دنیا وجود ندارد و هر کشوری با توجه به قوانین داخلی خود این سن را تعیین میکند. در جمهوری اسلامی سن مسئولیت کیفری برای زن و مرد متفاوت است که برای مرد 15 سال قمری تمام و برای زن 9 سال قمری تمام در نظر گرفته شده است.
تقریبا در تمام کشورهای دنیا این سن( یعنی سن مسئولیت کیفری) برای زن و مرد یکسان است ولی همانطور که گفتم کشور به کشور فرق میکند برای مثال در آفریقای جنوبی 7 سال، در اسکاتلند و اندونزی 8 سال، در اکثر ایالات آمریکا و همینطور انگلستان 10 سال، فرانسه 13 سال، مصر 15 سال و بلژیک 18 سال است.
در بعضی کشورها نیز به جرائم جوانان زیر 18 سال و بالای سن مسئولیت کیفری در دادگاههای ویژه اطفال (یا خانواده) رسیدگی می شود.
باید این نکته را هم یادآوری کنم که با توجه به کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل، دولت های عضو آن نباید افرادی را که در زیر 18 سالگی مرتکب قتل شده اند را به مرگ محکوم کنند( ایران عضو این کنوانسیون است و ایالات متحده با وجود امضای آن از تصویبش در مجلس سنا خودداری می کند یعنی عملا از اجرایش سرباز می زند)
حال برگردیم به مساله اعدام « سینا پایمرد»: اینجا همان تقاطع است که به آن رسیده ایم:
مناسبترین راه می توانست قانونی باشد که با توجه به عضویت ایران در کنوانسیون حقوق کودک مبنی بر اعدام نکردن کسانی که در زیر 18 سال مرتکب جنایت شده اند، مجازات (حبس) مناسبی برای او و سایر موارد مشابهش در نظر بگیرد.
اما متاسفانه و متاسفانه در کشور ما چنین قانونی وجود ندارد و سیستم قضایی هم خود را در حال حاضر مکلف به اجرای کنوانسیون کودک نمی بیند. پس راه مناسب بسته شده و تنها دو راه بد و ناهموار پیش روست ( البته باید از طریق فعالیت های مدنی برای لغو قانون نامناسب کنونی تلاش کرد ولی این یک راه حل میان مدت است و واقعیت حال حاضر همین است که می بینیم و اجرا می شود).
این دو راه باقی مانده یکی اعدام متهم و دیگری آزادی اوست. یعنی یا تنبیه به شدت خشن یا عدم هرگونه تنبیه و کیفر. ( با توجه به قوانین فقهی موجود این موضوع در موارد دیگر قتل هم پیش می آید). حالا با توجه به اینکه راه مناسب بسته شده باید از میان یکی از این دو گزینه ناهموار پیش رو یکی را انتخاب کرد. یا آزادی قاتل یا اعدامش.
من در اینکه کدامیک از این دو راه نسبت به دیگری ارجح است هنوز مطمئن نیستم ولی از هیچکدام از فعالان حقوق بشر مثل عماد الدین باقی و نسرین ستوده هیچ دلیلی نشنیده ام که چرا نجات جان یک قاتل نسبت به اعدام او ارجحیت دارد؟
آیا اینکه در ازای پرداخت پول به خانواده مقتول، یک جانی را بدون هیچ گونه مجازاتی به اجتماع بازگرداند، جامعه را دچار نوعی احساس عدم امنیت نمی کند؟ کسانی که بعد از شنیدن خبر عدم بضاعت مالی خانواده « سینا پایمرد» برای پرداخت پول درخواستی اولیای مقتول سراسیمه به صرافت تهیه آن و نجات جان قاتل افتادند، آیا به این فکر کرده اند که این سنت ناپسندی که سنگ بنای آن را می گذارند، جوانان دیگر را در قتل های برنامه ریزی شده و نشده بعدی بی پروا خواهد کرد؟ آیا نگران این نیستند که با افزایش فشار بر خانواده های مقتولین در آینده این ذهنیت ایجاد می شود که می توان آدم کشت و با کمک خیرین نوع دوست و فعالان حقوق بشر بعد از دو سه سالی از زندان بیرون آمد؟
باز یادآور می شوم که من هم از اعدام نشدن هر انسانی( حتی قاتل و آدمکش) خوشحال می شوم ولی نه به قیمت بی مجازات رها کردن خاطی در جامعه.
+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 28 تیر1386 و ساعت
10 بعد از ظهر |