تبليغاتX
برگریز

انسان بعضی وقتها کاری میکند که تا آخر عمر باید زخم زبان های دیگران را بابتش بچشد! البته همیشه هم نه تا آخر عمر، بستگی دارد به دامنه انعکاس کاری که انجام داده ای.

مثلا در یک مهمانی رسمی هنگام شام یه هو از دستت در میره و صدایی ساطع میکنی! و همه بر میگردن نگات میکنن! مساله این نیست که تو مقصری یا نه، مساله اینه که ساطع کردن صدا، اونم در اون شرایط به هر حال به شخصیتت لطمه میزنه...

قضیه گروگان گیرهای سفارت آمریکا در سال 58 هم همچین حالتی داره، ابراهیم اصغرزاده و عباس عبدی، معصومه ابتکار و بقیه ای که امروز عوض شده اند. مهم نیست که گروگان گیری درست بود یا نه و مهم هم نیست آنها امروز چگونه فکر میکنند... مهم این است که اسم آنها تا ابد با گروگان و گروگان گیری هم آجین شده و هیچ راه گریزی هم نیست.

این را گفتم چون اخیرا خواندم که جرج کلونی قراره فیلمی را کارگردانی کند که به ماجرای گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی در تهران مربوط است. این فیلم که قرار است اسمش «فرار از تهران» باشد را استودیوی برادران وارنر ( همان استودیویی که تهیه کننده 300 بود) و اسموک هاوس که متعلق به جرج کلونی و همکار فیلمنامه نویسش «گرانت هسلو» است، تهیه خواهند کرد.

ماجرا بر میگردد به اینکه روزی که عباس عبدی و دوستانش به سفارت آمریکا حمله ور شدند و آن را تسخیر کردند، شش دیپلمات آمریکایی موفق به فرار شده و  به سفارت های کانادا و سوئد پناه بردند.  به دنبال این موضوع دولت آمریکا به تونی مندز، مامور سابق سیا و استاد تغییر چهره ماموریت میدهد تا این 6 نفر را از ایران خارج کند.

مندز به همراه دو گریمور معروف هالیوود به نامهای باب سیدل و جان چمبرز، یک استودیوی فیلم سازی قلابی  به نام Studio Six Prods تاسیس و اعلام میکنند که تصمیم دارند نخستین فیلمشان را با نام «خلافکاری کانادایی» در ایران فیلمبرداری کنند و برای این منظور اعلامیه و آگهی تبلیغاتی هم بیرون میدهند. مندز در ژانویه (دو ماه بعد گروگانگیری) به ایران سفر میکند، در حالی که پیش از آن مجلس کانادا در یک جلسه محرمانه موافقت کرده بود تا به این شش آمریکایی گذرنامه کانادایی داده شود، بعدش را می توانید حدس بزنید: آن شش نفر تحت عنوان کانادایی هایی که برای تهیه فیلم به ایران آمده اند، تهران را به مقصد زوریخ ترک میکنند(+)... این ماجرا که قرار است دستمایه فیلم جدید جرج کلونی باشد بعدها به Canadian Caper معروف شد.

حال خودتان را بگذارید جای عباس عبدی! یکبار تاوان آن چند سالی که در حکومت بوده اید را با چند ماهی زندان، داده اید و بعدش اصلاح طلب شده اید و می خواهید با دید انتقادی به گذشته خود نگاه کنید، به یونسکو می روید تا با «باری روزن» بنشینید و مناظره کنید، در موسسه نظر سنجی تان سعی میکنید، حرفهای ناشنیده مردم برای رابطه با آمریکا را به گوش دنیا برسانید، برای همین از سوی حکومت دوباره به زندان می افتید، بیرون که می آیید وبسایت می زنید و کلی حرفهای اسطقوس دار و قشنگ سرهم میکنید، و آخرش می بینی که جرج کلونی قرار است دوباره شمارو در نقش یک گروگان گیر اخمو و اسلحه به دست به دنیا نشان دهد!

اگر جای عباس عبدی بودید چه میکردید؟! فعلا که تنها کاری که از دست عباس بر می آید این است که کامنت من را در مورد فیلم تازه جرج کلونی پابلیش نکند!

حالا به نظر شما نقش ابراهیم اصغرزاده را به که بدهند خوب است؟ نقش معصومه ابتکار چطور؟ برای عباس عبدی نقشی در نظر میگیرند؟

+ عباس عبدی کیست؟(+)

+ جرج کلونی کیست؟(+)

+ اسامی آن شش دیپلمات فرار کرده و بقیه را می توانید در ویکی پدیا ببینید(+)

پی نوشت:

1) می دانید مشکل اصغرزاده و عبدی چیست؟ نمی خواهند یکبار و برای همیشه، صریحا از مردم آمریکا و ایران برای آن کارشان عذرخواهی کنند، می گید نه، متن مصاحبه ابراهیم اصغرزاده با BBC را بخوانید(+)

2) ظاهرا خبری از دادگاه تجدید نظر برای علی فرحبخش نیست، هرچند جواب آن سوال هایم را نیافته ام(+) ولی باید اعتراف کنم حتی تصور اینکه علی فرحبخش جاسوس باشد کاملا غیر قابل اثباته، عدم تشکیل دادگاه تجدید نظر هم گواهی بر این موضوع است.

3) حتما باید حسین درخشان کمان آرش را میکشید تا مخ ما تکان بخورد؟ چند ماه پیش حسین درخشان مزخرفاتی سر هم کرده بود تحت عنوان اینکه چرا براندازی جمهوری اسلامی نه مفید است و نه ممکن که مورد استقبال بعضی از وبلاگ نویس های اصلاح طلب هم قرار گرفت، همان موقع لقبی در خور درخشان به او دادم و آن نوشته اش را به باد انتقاد گرفتم (+) و (+) و (+)

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 30 اردیبهشت1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سفیر ایالات متحده در ناتو(ویکتوریا نولاند): ایران نه تنها خطری برای آینده بلکه برای امروز است و اقدامات پیشگیرانه نیز باید به جای فردا برای امروز اندیشیده شود (+).

سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل (جان بولتون): اگر من در حکومت ایران می بودم، جوجه ها را پیش از آخر پاییز نمی شمردم (+).

*************

به برکت القاعده و طالبان اوضاع عراق و افغانستان هیچ تعریفی ندارد، مخصوصا اوضاع عراق که خودتان حتما دیگر می دانید. دیروز هم یکی از معتبرترین مراکز پژوهشی سیاست خارجی در بریتانیا یعنی موسسه سلطنتی امور بین الملل بریتانیا( چتم هاوس)، در گزارشی نسبت به خطر جدی سقوط دولت و فروپاشی جامعه عراق هشدار داده بود (+).

در افغانستان نیز در حالی که در جنوب آن کشور اوضاع دارد به عراقی دیگر تبدیل می شود، گروههایی که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند، دارند متحد می شوند تا کار حامد کرزای را یکسره کنند. در پاکستان و شمال آن هم اوضاع بهتر از جنوب افغانستان نیست...

در لبنان طرفداران سوریه و حریری هیچ یک زورش به دیگری نمی رسد و زخم حاد پارسال دارد کم کم چرکین می شود و فلسطین که هر روز بدتر از دیروز و هر سال دریغ از پارسال ...

این بلبشو( عامیانه اش می شود: خر تو خر) اعتماد به نفس عجیب و غریبی به جمهوری اسلامی داده است تا بدون واهمه از امکان هرگونه حمله نظامی، برنامه هسته ایش را پیش ببرد، کرکری بخواند و بی نگرانی از کریه شدن چهره اش در جهان و به دور از هرگونه احتیاط، هر طور که می خواهد با شهروندانش در داخل رفتار کند.

چرا؟ زیرا با این بساطی که راه افتاده، مسئولین کشور فکر می کنند غرب حاضر نیست تا با پذیرفتن ریسک هرگونه حمله ای باعث شود تا جمهوری اسلامی با استفاده از عواملش بحران جاری را از سویی تشدید و از سوی دیگر به خارج از خاورمیانه بکشاند...

ولی این گونه که به نظر می رسد و از اظهار نظرهای مقام های آمریکایی( جمهوری خواه و دموکرات) بر می آید، بدترین سناریوی آنها یک ایران اتمی است و نه چیز دیگر و هر چند حمله نظامی عواقب بدی برای منطقه و جهان دارد اما عواقب یک ایران اتمی به مراتب بدتر است.

یاد خاطره ای افتادم از امید معماریان که نوشته بود روزی از یک راننده تاکسی بحرینی راجع به حرفهای احمدی نژاد درباره آمریکا پرسیده بود و راننده در جوابش می گوید: اگر یک گلوله هم به ایران شلیک شود احمدی نژاد بازنده بزرگ آن خواهد بود...(+)

واقعا این دستگاه دیپلماسی و تصمیم گیری کشور به اندازه یک راننده بحرینی هم نمی فهمد؟

+ حالا دیگه کره شمالی موشکهایش را از ایران لانچ میکند!( ای رو رو برم)

+ و+ : دبیر شورای عالی امنیت ملی امكان هرگونه حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی را رد كرد و گفت: دشمنان ما قدرت چنین اقدامی را ندارند.

+ رییس جمهوری کشورمان: دشمنان توان راه‌اندازی جنگ جدید درمنطقه را ندارند

+ جان بولتون: حمله به ایران بهتر از ایران اتمی است

+ تکرار سخنان بوش در مورد ایران از سوی هیلاری کلینتون

+ آنگلا امیدوار است

+ نیکلا سارکوزی: ایران یک خطر است

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

لوگوی وبلاگم را عوض کردم! فکر کنم لوگوی قبلی کمی بچه گانه بود و در نگاه اول تو ذوق می زد...

عکسی که برای لوگو انتخاب کردم، از یک وبسایت هنری پیدا کرده بودم: نمیدونم آیا تا به حال به سایت deviantART سر زده اید یا نه، ولی اگر به دنبال عکس های هنری می گردید، حتما سری به این سایت فوق العاده بزنید.

deviantART در حقیقت یک انجمن هنری است که در سال 2000 ایجاد شده و هر کسی اعم از نقاش، عکاس یا نویسنده می تواند هنرش را در آن در معرض دید دیگران قرار دهد...

طبق گفته ویکی پدیا روزانه 1.5 ملیون نفر از این سایت بازدید میکنند و 4.5 ملیون نفر نیز در آن عضو هستند که بیش از 50 ملیون اثر، اعم از عکس، نقاشی و نوشته ادبی در آن قرار داده اند...

یک اسلاید کوچیک از چندتا عکس از deviantART گذاشتم، یه خورده فضای وبلاگم عوض بشه!

 

Get Your Own!

پی نوشت: کوتاه و خیلی مختصر نوشتم چون حوصله ندارم لفت و لعابش بدهم! در ضمن از 1 پزشک هم برای معرفی وبسایت تهیه اسلاید ممنون.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 و ساعت 5 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انتخابات ابزار حاکمیت مردم است نه تحقق حاکمیت مردم

تولد دوباره ات مبارک! شرق دیروز دوباره به روی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی قرار گرفت و این درست یک روز بعد از آمدن هم میهن کرباسچی اتفاق افتاد...

میتونستم هر دوتا شون رو بخرم ولی خوب همه مطالب یکیشون رو هم به زحمت میخونم پس بنا به اسم و رسم شرق به طور غریزی شرق رو خریدم که یه هو چشمم افتاد به گوشه صفحه اول هم میهن و مقاله ای از احمد زیدآبادی (با اون عکس ضایعی که ازش انداخته بودن!) میخواستم بزنم توی سرم که یادم اومد زیدآبادی قبلا هم با اون موضوع یعنی « دولت – ملت » نوشته بود و چیز زیادی از دست ندادم.

اما اگه در شرق خبری از زیدآبادی نبود، در عوض تقی رحمانی کولاک کرده و مقاله ای نوشته بود در باب تقکیک اصلاح طلبی از فرصت طلبی. خیلی خوشم اومد، در گوشه ای از آن مقاله آمده است:

]... از همین روی مبنایی لازم است تا اصلاح طلبی در کوران و کشاکش حوادث دارای اصولی مشخص باشد، اصولی که در شرایط سخت بتواند به کمک آن خود را از فرصت طلبی جدا کند. در همین مورد می توان با مثالی مرز فرصت طلبی را از اصلاح طلبی معین کرد. دکتر مصدق اصلاح قانون انتخابات و خرج عایدات نفت برای ملت ایران را برنامه اصولی دولت خود اعلام کرد. در همین راستا وی برای آزادی و دموکراسی تاکید داشت و گرفتن حق ملت ایران از شرکت نفت بریتانیا. مصدق بر سر این اصل با سلطنت و دربار و جریانات دیگر تعامل میکرد. اما زمانی که امکان عملی کردن این دو آرمان امکان پذیر نبود، وی دیگر حاضر به مماشات نبود. این نوع اصول گرایی مرز قاطع در شناخت چهره های نهضت ملی و نهضت مقاومت ملی بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بکشید که خوب می کشید...

« ارتش آمریکا اعلام کرد در حمله شورشیان به هفت سرباز آمریکایی و یک مترجم عراقی پنج نفر کشته و سه نفر مفقود شده اند. به گفته ژنرال ویلیام کلدول سخنگوی ارتش آمریکا این حمله در نزدیکی شهر محمودیه واقع در جنوب بغداد پایتخت عراق رخ داد.»

« از زمان پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال گذشته تاکنون تقریبا 400 نفر در درگیری های بین نیروهای فتح و حماس کشته شده اند...»

اوایل که در عراق و افغانستان، سربازان آمریکایی به دست الغاعده و طالبان کشته می شدند ترجیح می دادم تا نوعی بی تفاوتی احساسی پیشه کنم، ولی چند وقتی است که از شنیدن اخبار کشته شدن سربازان آمریکایی، کیفور هم می شوم...

وقتی قرار است تا آمریکا جور سیاستهای زیادی خواهانه اسرائیل را بدهد، خوب بسم الله! من نمی فهمم چرا ایالات متحده دولت وحدت ملی در فلسطین را به رسمیت نمی شناسد؟ دولتی که وزیر اطلاع رسانی اش کسی مثل دکتر مصطفی برغوتی است که نه میانه ای با فتح دارد و نه با حماس...

هنیه هم که گفته بود قراردادهای قبلی دولت فلسطینی با اسرائیل را محترم می شمارد، دیگر حماس باید چه کند؟ فتح باید چه کند؟ باید همدیگر را در غزه تکه پاره کنند؟ مردم بدبخت فلسطین چه گناهی کرده اند که باید تحت فشار قطع کمک های دول غربی با گرسنگی و فقر دست و پنجه نرم کنند؟ اصلا مگر نروژ پسرخاله دولت وحدت ملی فلسطینی بود که آن را به رسمیت شناخت؟(+)

اینقدر آش را شور کرده اند که صدای آدم بی سر و صدایی مثل ملک عبدالله را هم درآورده اند تا جایی که حضور آمریکا در عراق را اشغال غیر قانونی خواند...

با این تفاسیر که گفتم، چه شود آن زمانی که الغاعده فیلم سر بریدن آن سه نظامی آمریکایی مفقود شده را یکی یکی بیرون دهد...

+ ایران و اسرائیل، هر دو در قعر محبوبیت

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اندیجان، لکه ننگی که دامن ما را هم گرفت...

امروز دومین سالگرد کشتار وحشیانه مردم بی دفاع شهر اندیجان به دست نیروهای امنیتی رژیم اسلام کریم اف در ازبکستان است.

ماجرا از زمانی آغاز شد که در ژوئن سال ۲۰۰۴، ۲۳ بازرگان محلی به جرم بنیادگرایی مذهبی و جدایی طلبی بازداشت و روانه زندان گردیدند، 10 مه سال بعد دادگاه 20 تن از آنها را به حبس هایی بین 3 تا 7 سال محکوم کرد. دو روز بعد یعنی ۱۲ مه  بستگان این ۲۳ نفر، اسلحه یک پاسگاه پلیس را تصاحب کردند، به زندان یورش بردند و بازرگانان را آزاد کردند.

گفته می شود که آن 23 بازرگان به دلیل نفوذ رو به گسترششان در میان مردم منطقه و تصمیم فرماندار منصوب شده از سوی اسلام کریم اف برای تصفیه نیروهای مرتبط با فرماندار پر سابقه قبلی اندیجان، زندانی شده بودند...

فردای آن روز هزاران تن از مردم غیر مسلح که از آزاد سازی بازرگانها دلگرم شده بودند در میدان اصلی شهر در شکایت از فقر و فشارهای حکومت مرکزی دست به تجمع زدند، ظاهرا قرار بوده است تا خود اسلام کریم اف برای پاسخ گویی به مشکلات آنها به اندیجان برود ولی کریم اف در عوض آدمکش هایش را به آنجا می فرستد و بنا به منابع مختلف بین 187 تا 5000 نفر ار مردم بی گناه را قتل عام میکند...

   مردم اندیجان همانند ساکنان شهرهای بخارا، سمرقند و خوارزم جزو اقلیت تاجیک در ازبکستان محسوب می شوند، تاجیکهای ازبکستان که بالغ بر 10 ملیون نفر تخمین زده می شوند، تحت فشارهای دولت اسلام کریم اف برای محو فرهنگ و زبان تاجیکی قرار دارند...

دکتر هوشنگ گنجه ای در مقاله ای در مجله گزارش شماره 123 می نویسد:

]... از دیگر اقدامات زشت حکومت ازبکستان در سالهای اخیر عبارت است از تصویب نامه هیات وزیران جمهوری ازبکستان در اواخر سال 1377 مبنی بر نابود کردن کتابهای فارسی. یکی از نشریات چاپ قزاقستان نوشت: تنها در مدرسه شماره 21 شهر سمرقند دوهزار و سیصدوسی وشش کتاب درسی و1835نسخه کتاب ادبی به زبان فارسی تاجیکی محو ونابود شد... [

اما حکومت جمهوری اسلامی چه در دوران به اصطلاح اصلاحات و چه بعد از آن در برابر چنین یورش های آشکاری به فرهنگ و زبان فارسی و اقدامات ضد انسانی دولت ازبکستان در حق مردم مسلمان، فارسی زبان و بی پناه آن دیار سکوت مرگ آوری پیشه کرده و میکند...

البته کاش فقط سکوت می کرد، بعد از تراژدی کشتار مردم بی گناه در اندیجان، سازمان همکاری شانگهای آن را یک توطئه تروریستی خواند و دو ماه بعد ایران به عضویت ناظر پیمان شانگهای درآمد تا لابد از چتر حمایتی آن برای حوادث مشابه در ایران استفاده کند...

قابل توجه است که در سفر اخیر رئیس جمهور تاجیکستان به ایران، رهبر جمهوری اسلامی چند کلمه ای از فرهنگ ایرانی صحبت فرموده بود(+).

حکومت ایران که تکلیفش معلوم است ولی چرا امثال شیرین عبادی که دلشان برای زندانیان گوانتانامو کباب است، انگار نه انگار؟ راستی دکترای افتخاری مبارک خانم عبادی...

+ دیکتاتور هشتم

+ اندیجان قتل عام فراموش شده

+ کشتار اندیجان در ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بعد از 5 هفته اسارت، اریک دامفویل(Eric Damfrevill) عصر جمعه آزاد شد و امروز صبح با یک هواپپیمای نظامی به پاریس برگشت...

وی در حالی که یک چشمش را بانداژ کرده بود، به سرم وصل بود و با بدن تکیده اش به زحمت راه می رفت، در کنار فیلیپ دوسته بلازی، وزیر امور خارجه فرانسه قرار گرفت و در برابر دیدگان خبرنگاران از طالبان تقاضا کرد تا 3 همکار افغانش را که به همراه او اسیر شده بودند آزاد کنند...

او که لباسی افغانی بر تن داشت گفت: از این که الآن اینجا هستم خیلی خوشحالم ولی خوشحالیم وقتی بیشتر می شود که سه افغان دیگر یعنی عذرات، رسول و هاشم هم آزاد شوند.

او ادامه داد: هیچ رفتار بدی از کسانی که من را دستگیر کرده بودند سر نزد، آنها همه کار کردند تا شرایط اسارت خوب باشد...

دامفویل در حالی هیچ گلایه ای از طالبان نکرد که به گفته رئیس سازمان امداد رسانی که او برای آن کار می کرده، شرایط عمومی دامفویل بد است: آب بدنش را از دست داده، دچار ناراحتی معده شده و چشم چپش هم وضع خوبی ندارد...

دامفویل برای یک سازمان امداد رسان فرانسوی کار می کرد که در جنوب غرب افغانستان مشغول کمک به کودکان است. کاش آن کسانی که حکم به اخراج افغان ها از ایران داده اند، انسان دوستی را از اریک دامفویل یاد می گرفتند...

منبع: سنتردیلی

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 22 اردیبهشت1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آرتور شوپنهاور گفته بود «مذهب پادزهری برای ترس از مرگ است».

وقتی یاد گذر زمان می افتم و اینکه سال به سال به مرگ نزدیکتر می شوم، پادزهری بهتر از مذهب پیدا نمی کنم و درست همان موقع است که معنای سخن شوپنهاور را خوب می فهمم.

دیشب داشتم آلبوم عکسهایم را ورق می زدم، راستی که زمان چقدر زود گذشته و ما را به شتاب با خود برده، انگار همین دیروز بود که سر از زینبیه دمشق درآورده بودم و آرامگاه بی تکلف دکتر علی شریعتی...

 

آرامگاه دکتر علی شریعتی

 

نگاهم به شعرنوشته ای روی دیوار از شفیعی کدکنی:

]... تو در نماز عشق چه خواندی؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
...[

و کمی پایینتر، روی زمین و کنار مزارش،  جمله ای هم از خود دکتر، به یادگار از انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی که:

خدایا مگذار که ایمان به اسلام و عشق به خاندان پیامبر مرا با کسبه دین یا حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند که آزادیم پسند عوام گردد.

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در جمعه 21 اردیبهشت1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

دو روز پیش و در حمله یک هلی کوپتر آمریکایی به یک مدرسه در شهر مندلی در استان مرزی دیاله عراق 7 کودک کشته و سه تن دیگر زخمی شدند(+)

از ابتدای اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی حداقل 650هزار عراقی کشته شده اند(+)

دیروز و در بمباران هواپیماهای ناتو در استان هلمند افغانستان 21 غیر نظامی از جمله چند زن و کودک به قتل رسیدند(+)

چه قدر کثیف است این سیاست جرج بوش که از یک سو سعی در پررنگ کردن نقش ایران در خرابکاری های عراق و افغانستان دارد، و آن وقت ارتش آمریکا کشتن 7 کودک عراقی در مدرسه و سر کلاس درس را انکار می کند(+) و(+)، همینمان مانده است که بگویند هلی کوپترهای مزبور از ایران وارد خاک عراق شده اند...

چه لذتی دارد رویای یک حکومت «تمام دموکراتیک» در ایران که در خاورمیانه نقشی مثل فرانسه در اروپا بازی کند...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 20 اردیبهشت1386 و ساعت 6 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رمضان‌زاده روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب توضیح داد: مواضع من در مورد مساله هسته‌ای کاملا روشن است. من با سیاست‌های دولت نهم مخالف هستم و انتقاد دارم و بارها هم اعلام کرده‌ایم که موضع ما بازگشت به سیاست‌های هسته‌ای دوران آقای خاتمی است(+)

خر خودتی عبدالله! پلمب آژانس رو زمان کی شکستند؟

تا اصلاع ثانوی میخواهم از سیاست ننویسم،]...[ لق همه شان، اگرم ناراحتید دیگه اینجا نیایید...

****************

بانوی نوامبر

یک جمله معروفی هست که می گوید، پدر و مادر افراد دو رگه، به بچه های خود بزرگترین لطف را می کنند.

«Glamoũr modĕling» اگر بشود واقعا اسم آن را هنر گذاشت، یکی از عرصه هاییست که می توانید زنان دو رگه را در آن کم و بیش بیابید...

راکل گیبسون(Raquel Gibson)، یک مدل دو رگه ایتالیایی – فیلیپینی است که در امریکا متولد و بزرگ شده است. راکل یک خواهر بزرگتر هم دارد که اتفاقا او هم یک مدل است، هرچند شهرت خواهر کوچک را ندارد.

خیلی جالب است که در بیشتر دوران زندگیت مدل باشی، نه؟ زحمت اصلی را پدر و مادرت و احتمالا خداوند کشیده اند، از تو عکس می گیرند و تو پولها را می شماری...

+ ویکی پدیا

+ وب سایت رسمی

چهره اش احتمالا ترکیبی از آنجلینا جولی است و جسیکا آلبا

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز آنلاین تنها سایت خبری تحلیلی ایرانی در عالم اینترنت نیست و گیر دادن بیش از حد به آن هم همان چیزیست که گردانندگان آن می خواهند ولی یکبار و برای همیشه از گردانندگان آن خواهش میکنم که خط مشی خود را کمی بازنگری کنند.

به تیتر «موضع گیری جدید بسیجی ها و عناصر حزب الله دقت کنید»

 

آخر کجا و کی و چه کسی خواستار اعدام زرین کلک شده است؟ من تنها در کامنتدونی وبسایت « هتاک را محاکمه کنید» چنین چیزی دیدم و مگر چند کامنت را می توان به کل تعمیم داد؟

کاشتن بذر کینه ( و اگر تا کنون کاشته شده باشد، آبیاری آن) این گروه در دل آن یکی آخر برای چه؟(+)

گردانندگان رسانه هایی مانند صدای آمریکا و روزآنلاین به چه قیمتی می خواهند نظام فعلی حکومتی ایران را سرنگون کنند؟ به خدا این راه که میروید به ترکستان است.

آن احمد زیدآبادی که تا همین چند وقت پیش می پرستیدمش چرا ؟؟؟

زیدآبادی عزیزم مگر همین شما نبودید که در اقبال چنین می نوشتید:

]... مخاطب من در واقع آن دسته از جوانان مذهبی هستند كه متأثر از تعالیم مربیان خود، ستیز با تساهل را پیشه خود ساخته‌اند و چه بسا با انگیزه« یاری رساندن به دین خدا» اقدام به برهم زدن سخنرانی و تجمع مخالفان خود از راه‌های خشونت‌آمیز می‌كنند. من همواره به گفت‌وگو با این طیف اعتقاد داشته‌ام و تا آنجا كه امكان داشته و آنها حاضر بوده‌اند، به این كار مبادرت كرده‌ام و به نظرم این كم‌هزینه‌ترین و انسانی‌ترین راه برای ما ایرانیان برای عبور از فضای خشم و كین و خشونت است.
البته از این نكته آگاهم كه برخی از این افراد، دغدغه دینداری را پوششی برای حفظ و پیشبرد منافع خود قرار داده‌اند و اغلب همین‌ها هستند كه به مجرد این كه گفت‌وگویی در می‌گیرد آن را به خشونت می‌كشانند تا در این میان حقیقتی كشف نشود كه اطرافیان آنان را تحت تأثیر قرار دهد و از اطراف‌شان پراكنده سازد. اما طبیعتاً همه این افرادی كه امروزه در نگاه ما، سطحی و جزم‌اندیش و متعصب‌اند، رفتارشان در جهت كسب منفعتی نیست و چه بسا صادقانه به این راه كشیده شده‌اند. به یاد آوریم كه یكیدو دهه پیش اغلب ما سطحی و متعصب و جزم‌اندیش بودیم و این همه را با كمال سادگی و صداقت با خود داشتیم...[

* برگرفته از مقاله محمود فرجامی(+) در همین موضوع

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

داریوش سجادی مقاله ای منتشر کرده در گویا نیوز(+) و ضمن اعتراف به فاقد کارکرد بودن طرح نوین امنیت اجتماعی به منظور ریشه کنی پدیده بدحجابی، راهکاری را پیشنهاد داده است که امیدوارم کسی از مسئولین نظام جمهوری اسلامی آن را جدی نگیرد چون در صورت اجرا شدن آن ریشه اسلام و دینداری در تمام سطوح جامعه به سرعت خشک می شود...

آقای سجادی در آن مقاله پیشنهاد کرده است که دولت به جای برخورد با زنان بدحجاب و تهدید و ارعاب آنها، برای زنان خوش حجاب امتیازات ویژه قائل شود و مثلا ادارات و بانک ها و موسسات عمومی موظف شوند بانوان خوش حجاب را در اولويت و خارج از نوبت خدمات رسانی فوق محترمانه کنند و یا زنانی که در خارج کشور حجاب خود را حفظ می کنند از تخفیف های قضایی برخوردار شوند ...

البته من تردید دارم که با این حالت لجبازی که در جامعه ایجاد شده این طرح آقای سجادی ( که البته دراین 27 سال هم به صورت اعلام نشده اجرا می شده است) باعث شود تا زنان «خوش حجاب» شوند و برعکس فکر میکنم که با اجرای آن نتایج کاملا معکوسی گرفته شود ولی گیرم که طرح ایشان اجرا شد و از فردا همه زنان هم با حجاب کامل وارد جامعه شدند چه چیزی عوض می شود؟ جامعه ای که از سر ریا و به قصد رسیدن به امتیازات دولتی روزها حجاب سر کند و شبها آن کار دیگر کند چه فایده ای خواهد داشت؟

داریوش سجادی نوشته است که در عربستان سعودی زنان ثروتمند در پوشش کامل چادر و روبندند در حالی که کنیزان و ندیمه ها بی حجابند و چنین سنتی به زنان با حجاب فضیلت اخلاقی میدهد... بسیار خوب من هم تا حدی موافقم ولی مگر خودتان نمیگویید « سنت »؟ آیا دولت عربستان قانون وضع کرده که زنان پولدار محجبه باشند و زنان ندیمه و گدا، بی حجاب؟

اصلا فکر کنیم اینکه می گویند قانون باید محصول توافق عامه باشد کشک است ولی آیا دولت ایران حاضر است تا همان طرح کذایی شما را با قید آزادی حجاب و بی حجابی( ونه بد حجابی) اجرا کند؟

پی نوشت:

این محمد علی رامین (دبير كل بنياد جهاني هولوكاست) آخر جک است، این یکی رو(+) تازه فهمیدم!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 3 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فردا در فرانسه انتخابات است، انتخاباتی که رئیس جمهور آن کشور را تعیین میکند، نظر سنجی ها بعد از مناظره تلویزیونی سارکوزی و رویال می گویند که سارکوزی بااختلاف 6 تا 9 درصد آرا پیش است و این یعنی اینکه اگر اتفاق خاصی نیفتد سارکوزی میشود رئیس جمهور فرانسه...

هر دو نفر امید زیادی به مناظره داشتند و بعد آن نیز هر دو نفر خود را پیروز مناظره قلمداد می کردند ولی 3 نظر سنجی از 4 تایی که بعد از مناظره انجام گرفت نشان داد که محبوبیت سارکوزی افزایش پیدا کرده، رویال مناظره را باخت و اکنون تنها باید منتظر فردا بماند...

اصلا برایم قابل درک نیست که چرا سارکوزی هنوز همان اختلاف 5 درصدی دور اول را نسبت به رویال حفظ کرده است؟ در حالی که تمام گروههای چپ بازنده دور اول از رویال حمایت کرده اند، ژان ماری لوپن(راست افراطی) که در دور اول 10 درصد آرا را کسب کرده بود خواهان تحریم دور دوم از سوی هواداران خود شد، فرانسوا بایرو هم با 18 درصد آرا در دور اول سوم شده بود اعلام کرد که به سارکوزی رای نخواهد داد( هرچند تاکید کرد هنوز نمیداند آیا به رویال رای میدهد یا اصلا رای نمیدهد) و هنوز با تمام این احوال سارکوزی پیش است...

ظاهرا مردم فرانسه هیچ علاقه ای به دستور گرفتن از کسی ندارند و ترجیح میدهند که خود برای خود تصمیم بگیرند، این را می توان از آن نظر سنجی فهمید که میگوید 51 درصد هواداران فرانسوا بایرو به سارکوزی رای خواهند داد... لابد طرفداران لوپن هم توجه چندانی به تصمیم او برای تحریم دور دوم نشان نمی دهند.

اما بایرو هنوز تصمیم نرفته است، تنها شانس رویال تنها یک حمایت قاطع از سوی بایرو است...

پی نوشت:

+ بیانیه شاخه دانشجویی حزب کروبی را دیده اید(+)؟ حتی یک کلمه حرف از اصلاحات نزده، آن را مقایسه کنید با بیانیه جبهه مشارکت(+)، اعتماد ملی خیلی بهتر از مشارکت زبان بیانیه دادن را بلد است....

+ آدم یه جایی تو وب یه وبلاگ پیدا میکنه که ازش خوشش میاد بعد ترجیح میده به جای به به و چه چه، کامنت انتقادی بذاره بعد برمیگرده میبینه طرف کامنتش رو پابلیش نکرده... حالا خوبه از اعضای تحریریه شرق بود! ای خاک بر سر ما ایرانی ها...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 15 اردیبهشت1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کمیته حمایت از روزنامه نگاران (Committee to Protect Journalists) که اختصارا CPJ خوانده می شود، دیروز و همزمان با روز جهانی آزادی مطبوعات اسامی ده کشور شاخص از لحاظ سرکوبی آزادی مطبوعات و رسانه ها را اعلام کرد که نامی از ایران در میان آن دیده نمی شود(+)...

این گزارش که با بررسی وضعیت آزادی مطبوعات در 5 سال گذشته تهیه شده به ترتیب اسفناک بودن آزادی مطبوعات شامل کشورهای اتیوپی، گامبیا, روسیه‌‏, جمهوری دموكراتیك كنگو. كوبا، پاكستان، مصر،  آذربایجان، مراكش و  تایلند است(+) ...

در آخرین گزارشی که این کمیته در سال 2001 منتشر کرده بود، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در صدر دشمنان مطبوعات و بالاتر از همتایان زیمبابوه ای و روس و کوبایی اش قرار داشت(+)، در سال 2000 نیز آیت الله خامنه ای جایگاه دوم را در فهرست دشمنان مطبوعات کمیته حمایت از روزنامه نگاران در اختیار داشت(+).

واقعیت چیست؟ آیا وضعیت رسانه ها در ایران از آن ده کشور مذکور بهتر است؟ آیا در این 5 سال اخیر آزادی مطبوعات در آن ده کشور وضعیتی به مراتب بدتر از ایران داشته است؟

ظاهرا در این زمینه اتفاق نظر وجود ندارد چراکه سال گذشته، گزارشگران بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در خاورمیانه نامیده بود ولی کمیته حمایت از روزنامه نگاران حداقل در مورد مصر و مراکش چنین عقیده ای ندارد...

تفسیر هر کدام از آن دو ( کمیته حمایت از روزنامه نگاران و گزارشگران بدون مرز) را که بپذیریم، جای این سوال باقی می ماند که چرا همان سایت هایی که با آب و تاب از گزارش « گزارشگران بدون مرز» تیتر تهیه میکنند هیچ علاقه ای به بازتاب گزارش کمیته حمایت از روزنامه نگاران ندارند؟

پی نوشت:

+ روز روشن و شب تار، یک نقد و یک انذار

+ در روسیه، بستنی می خورند چون از هوا گرمتر است!!!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 15 اردیبهشت1386 و ساعت 0 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وحشی گری گروهی از نیروهای پلیس در ایران که گویی با برنامه ای ویژه، آموزش وحشی گری دیده اند را اولین بار در بحبوحه اعتصاب غذای اکبر گنجی و فراخوان تجمع در جلوی دانشگاه تهران دیدم و به چشم خود دیدم که چگونه عده ای پلیس که اسامی خود را ازسینه هایشان برداشته بودند بی محابا زنان را هم با باتوم شکار می کردند...

و آخرین خبر چنین می گوید:

مرگ کارگر افغان در اثر ضرب و شتم توسط پلیس ایران: منابع دولتی در هرات تایید می کنند که یک کارگر مهاجر افغان که بعد از ضرب و شتم توسط پلیس ایران از این کشور اخراج شده بود، در بیمارستان درگذشت.

و افغان هایی که خشمگینانه در مقابل سفارت ایران در کابل در اعتراض به اخراج گسترده برادرانشان از ایران شعار مرگ بر احمدی نژاد سر داده اند... دولت مرد کوتوله اصلا ابزار خوبی برای امتیازگیری از آمریکایی ها در شرم الشیخ انتخاب نکرده است...

 

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آدم حالش به هم میخورد وقتی می بیند که یکی دارد روز روشن به شعورت توهین میکند، حال میخواهد این مربوط باشد به روزنامه کیهان که فردای روز انتخابات، شرکت وسیع مردم را تجدید بیعت با آرمانهای امام و رهبری می خواند و خواه شاخه دانشجویان جبهه مشارکت که وقتی بیانیه آنها(+) را در مورد این جعل لوگوی 4 نشریه دانشجویی در پلی تکنیک می خوانی، استفراغت می گیرد...

ببینید چی نوشتن: «نشریات دانشجویی اصلاح طلب»

آخه عوضی ها، باید همه چیز رو به خودتون بچسبونید؟ هیچ وقت یادم نمیره بعد اون ماجرای احمدی نژاد در پلی تکنیک اون شکوری راد و میردامادی چه جوری ذات خودشون رو نشون دادن(+) ...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انتخابات در فرانسه جذابیت های منحصر به فردی دارد: بر خلاف انتخابات در آمریکا که پول حرف اول را می زند و رای دهنده ها در یک اجبار تاریخی بین دمکرات و جمهوری خواه گیر کرده اند، در فرانسه حتی می توانید جوزه بوه باشید و نامزد ریاست جمهوری شوید و به علاوه خیالتان جمع باشد که پولهایی که رقبا خرج تبلیغات می کنند به شدت کنترل می شود و اگر درصد ناچیزی از کل آرا را هم کسب کنید دولت فرانسه تمام هزینه های تبلیغاتی شما را جبران میکند!

ازاین که بگذریم اما حکایت این نیکلا سارکوزی حکایت جالبی است، بعد اینکه نتایج دور اول انتخابات اعلام شد و سارکوزی توانست تا در همان دور اول 31 در صد آرا را به دست آورد حتما با دمش گردو می شکسته که نفر دوم اولا بایرو نیست( نظر سنجی ها نشان میداد که بایرو در دور دوم به راحتی سارکوزی را شکست میدهد) و ثانیا نفر دوم که سگولن رویال باشد فاصله اش با او بیش از 5 درصد است...

اما با گذشت 10 روز از دور اول اوضاع برای سارکوزی دارد قمر در عقرب می شود... برگ برنده او یعنی ژان ماری لوپن( دست راستی افراطی) دور دوم انتخابات را تحریم کرده و از هوادارانش که در دور اول 10 درصد آرا را در اختیار داشتند خواسته تا نه به رویال رای بدهند و نه به سارکوزی...

تنفر لوپن از سارکوزی چیز تازه ای نیست و البته کاملا قابل درک است، سارکوزی اصلیتی غیر فرانسوی دارد و همین یک دلیل کافیست تا لوپن حالش از سارکوزی به هم بخورد.

اما در شرایطی که بایرو( مرد سوم) هم تمایلی به حمایت از هیچکدام از دو نامزد در دور دوم ندارد، آیا سارکوزی می تواند به الیزه برود؟

ظاهرا در فرانسه گرایش «ضد سارکو» رو به ازدیاد است، باید منتظر ماند و دید فرانسوی ها چه خواهند کرد.

پی نوشت:

عده ای از وبلاگرها که دلشان خیلی برای ایران شور می زند هم از سارکوزی خوششان نمیاد چون فکر می کنند بر خلاف شیراک علاقه بیشتری به آمریکا دارد( که درست هم هست) ولی جالب است که مجاهدین خلق از رویال حمایت کرده اند و نه سارکوزی!

دلیلش ساده است چون در شرایطی که سیاست خارجی هر دو کاندیدا به یک اندازه در راستای سیاست های واشنگتن علیه ایران است مریم رجوی ترجیح میدهد از کسی حمایت کند که در سال 2003 در سمت وزیر کشور دستور بازداشتشان را نداده بوده...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در تاریخ صدر اسلام آمده است که وقتی پیامبر فرزند خردسالش، ابراهیم را در سال دهم هجرت از دست داد، کسوفی روی داد که عده ای از همراهان پیامبر آن را نشانه بزرگ بودن مرگ فرزند پیامبر دانستند به طوری که حتی آفتاب هم از آن متاثر شده است...

اما پیامبر ترجیح داد تا از خریت مردم زمان خود برای پیشبرد اهداف حتی مقدس خویش بهره برداری نکند و بگوید که خورشید و ماه هیچوقت در مرگ کسی سوگواری نمی کنند...

این را گفتم چون چند روز پیش مصادف بود با حادثه طبس و شکست آمریکایی ها در نجات گروگان های خود در اثر طوفان شن در بیابان های اطراف طبس که آیت الله خمینی در باب آن واقعه و البته با تاسی از پیامبر اسلام چنین گفتند:

این طوفان بی دلیل نبود، این شنها ماموریتی دارند، شن را بی خود ندانید، شن مامور است، شنها مامور خدایند...

اما پارسال در هشت اردیبهشت و در خطبه های نماز جمعه تهران حجة الاسلام رفسنجانی با تصور اینکه شعور همه ایرانیان به اندازه همان عده ایست که در پشت او به نماز می ایستند، مدعی شد که در لاشه های به جا مانده از آن واقعه اسناد مهمی بوده که بنی صدر دستور بمباران منطقه را صادر می کند و سپس از آقای بنی صدر تقاضای توضیح کرد(+)!

البته ابوالحسن بنی صدر هم به او پاسخی داد که تا عمر دارد از یاد نبرد(+) به این ترتیب که معلوم کرد آقای رفسنجانی در 8 جمله 9 دروغ گفته است! و دروغهای ایشان را نیز پاسخ داد، البته با توضیحات تکمیلی محمد جعفری، مدیر مسئول وقت روزنامه انقلاب اسلامی، مشخص شد که این جناب رفسنجانی ( که اخیرا قرار است با مشارکت خاتمی و کروبی ائتلاف بزنند!) در آن هشت جمله، 11 دروغ گفته بود(+)!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 11 اردیبهشت1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آدم شاخ در می آورد وقتی کسی ادعا کند تلاش دارد تا نگاه منصفانه به امور داشته باشد(+) و آنگاه به ناگاه تلویحا وزیر اطلاعات را متهم به جاسوسی کند(+)...

اما درباره علی فرحبخش، من نمی خواهم هیچ قضاوت عجولانه ای داشته باشم، حداقلش میدانم چه جاسوس باشد و چه نباشد دادگاه تجدید نظری هم هست.

اما بد نیست چند نکته ساده را مد نظر داشته باشیم:

تمام هم سن و سال های علی فرحبخش (چه جاسوس باشند و چه نباشند)، یک پدر و یک مادر پیر و فرتوت دارند پس ننه من غریبم بازی کار کودکانه ایست...

چرا در میان تمام روزنامه نگاران و فعالان سياسي و اجتماعي که اخیرا به خارج آمد و شد می کنند فقط به این یکی اتهام جاسوسی زده اند؟

چرا وقتی این آقای فرحبخش اولین روزنامه نگاریست که اتهام جاسوسی اش تایید می شود کمی با همان دیده انصاف با این قضیه برخورد نمی شود؟ چرا نباید حداقلی از احتمال برای جاسوس بودن او قائل شد؟

اصولا اگر سوء نیتی از سوی مقامات اطلاعاتی و قضایی کشور در کار است، چرا باید به یک روزنامه نگار دسته چندم گمنام چنین اتهامی وارد شود؟ و اتهامش هم تایید شود؟

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در دوشنبه 10 اردیبهشت1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انتقاد کردن وسوسه ایست که که فکر نمیکنم هیچوقت رهایم کند! مخصوصا آن هنگامی که تناقضی را کشف کرده باشم! البته هدفم نه باز کردن باب مفاهمه و گفتگوست و نه انتقاد صرف، در حال حاضر فقط برای اینکه احساس میکنم نوشتن پاسخی است به یک نیاز درونی...

سه شنبه پیش احمد زیدآبادی تحت عنوان « انصاف و تیره بینی » مقاله ای نوشته بود به این مضمون که ایرانی ها دوست دارند در دوران بحران همه چیز را سیاه ببینند.

زیدآبادی اشاره کرده است که بعد از نامه اش به رهبری هرکسی که او را دیده ، نگران سلامتی ( با تاکید به زنده بودن) او بوده و در نتیجه آن را دلیل (و شاید تلنگری) برای سیاه دیدن همه چیز از سوی مردم دیده است.

تا آنجا که من می دانم و خود ایشان میدانند نحوه برخورد با کسانی که برای رهبری نامه سرگشاده نوشته اند چندان خوشایند نبوده (+) و محسن سازگارا، احمد قابل (+) و قاسم شعله سعدی (+) سه نمونه آن است ولی اینکه عده ای به خاطر یک نامه محترمانه به رهبری از جان صاحب نامه اظهار نگرانی کنند به عقیده من به زبان غلو و مبالغه در بین ایرانیان برمی گردد وگرنه فکر نمیکنم هیچکدام آنها جدا چنان منظوری در ذهنشان بوده.

اما زیدآبادی با تاکید بر اینکه جامعه ایران در بعضی حوزه ها بحران زده است می نویسد در بعضی حوزه ها مشکلات اندک است و آنگاه در جای دیگری اشاره می کند که هر چند خود، مردمی را که از چرخاندن چرخ زندگی وامانده بودند به چشم دیده است ولی در هیچ کجای جهان با کاری همسطح کار آنها، نمی توان رفاهی در این اندازه داشت.

باور اینکه این سخنان از احمد زیدآبادی باشد برایم سخت است، ولی اگر واقعا اینگونه است که ایشان میگویند، دیگر در کشور مشکلی به نام پایین بودن سطح رفاه عمومی نداریم چراکه در همه جای دنیا هم اوضاع مشابه است! چه بگویم وقتی که احمدی نژاد مشکلات اقتصادی را ناشی از القای روزنامه ها می داند و زیدآبادی سیاه نمایی اجتماعی؟

ایشان به درست مینویسد که قاعدتا برای کسانی که در پی انقلابند، تیره نشان دادن همه چیز به طوری که مردم احساس بدبختی کنند و از آن به خشم آیند، امری موجه به نظر می رسد ولی عجیب اینکه درست در سطر زیر آن در مورد انقلاب 57 میگوید:

شگفت است که انقلابیون اعم از چپ و مذهبی و ملی، هر برنامه تازه ای را فارغ از ماهیت آن، گامی در جهت وابسته کردن بیشتر کشور به بیگانگان و تحکیم دیکتاتوری شاه معرفی و با آن مخالفت می کردند(!)

من هرچقدر به ذهنم فشار اوردم تا نکته مثبتی در اوضاع اجتماعی سیاسی جامعه و کشور بیابم چیزی پیدا نکردم ولی به واقع اگر نکته مثبتی در جامعه یا حکومت دیده می شود چرا خود ایشان مقاله ای نمینویسد، سخنی و حتی اشاره ای به آن نمیکند؟ چرا خود ایشان از حوزه هایی که اوضاع در آن نرمال است حرفی نمی زنند؟

من از حکومت پهلوی به خاطر کودتای 28 مرداد و تیرباران دکتر حسین فاطمی تا ابد متنفر خواهم ماند ولی اگر هم حکومت محمدرضا شاه در دیکتاتوری او و بی رحمی ساواکش خلاصه نمی شد و حداقل اقتصاد وضع به سامانی داشت اکنون چه (+)؟

امروز روز جهانی دارفور است، شاه کجا حاضر شد با حکام بدنام زمان خویش بنشیند و علنا گفتگو کند؟ که این آقایان با عمرالبشیر و رابرت موگابه و الکساندر لوکاشنکو هم پیاله شده اند؟

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در یکشنبه 9 اردیبهشت1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از کنفرانس مطبوعاتی چهارشنبه (25 آوریل) فرانسوا بایرو 2 تا سوال مربوط بود به خبرنگارای انگلیسی زبان ( یکی الجزیره انگلیسی و یکی BBC) و اتفاقا همون دو تا هم با جوابهای ساده و سرراست و بامزه بایرو روبرو شد و جمعیت رو مشعوف کرد!، هرچند از گذاشتن مستقیم ویدئو در وبلاگ خوشم نمیاد ولی استثناء همیشه لازمه!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بایرو و همسرش در کمپین انتخاباتی

 

این فرانسوا بایرو من رو هر روز بیشتر تحت تاثیر قرار میده : یک سیاستمدار فهمیده و دوست داشتنی...

در مصاحبه چهارشنبه اش بایرو کاملا پخته و سنجیده و ماهرانه عمل کرد، وی در باب اینکه از سارکوزی حمایت خواهد کرد یا رویال پاسخ داد که نمی تواند به کسانی که در دور اول به او رای دادند بگوید به چه کسی رای بدهند ولی در پاسخ به این سوال که خود او رای خود را به نفع چه کسی به صندوق خواهد انداخت گفت که هنوز تصمیم نگرفته.

وی گفت که فرانسه از کمبود رشد و یک دموکراسی ناقص رنج می برد و هم سارکوزی و هم رویال اوضاع را بدتر میکنند، سارکوزی دموکراسی را در فرانسه تهدید خواهد کرد و رویال اوضاع اقتصادی را بدتر می کند...

انتخابات ایران را یادتان هست؟ تمام گروههای مثلا میانه رو مثل احمق ها در مواجهه با احمدی نژاد یک چک سفید به نفع رفسنجانی کشیدند و همه شان هم تمام حیثیت سیاسی خود را نابود کردند...

اما بایرو، این معلم سابق که حمایتش از مردم دارفور در برابر حمایتهای بی دریغ چین از دولت سودان در شورای امنیت و درخواستش برای بایکوت المپیک چین در صورت ادامه سیاستهای چین برایم از هر چیزی مهمتر است زمانی در پارلمان اروپا حضور داشت، عکس زیر مربوط به زمانی است که بایرو عضو پارلمان اروپا بود:

20th anniversary of Solidarity

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در جمعه 7 اردیبهشت1386 و ساعت 1 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نیمه شب: ستاره ها و تو

 

درخشش «The shining» به کارگردانی استنلی کوبریک و با بازی جک نیکلسون، نمونه ای است از پارادوکس برداشت مخاطب : در حالی که آکادمی فیلمهای ترسناک و تخیلی آن را نامزد جایزه بهترین فیلم ترسناک و همینطور بهترین کارگردانی کرد، این فیلم نامزد دریافت تمشک طلای بدترین کارگردانی شده بود(+)...

اما برای من درخشش چیزی فراتر از یک فیلم ترسناک محض است( که از لحاظ ژانر ترس درخشش به گرد سری Alien مخصوصا Alien: Resurrection هم نمی رسد).

برای من سکانس پایانی درخشش یکی از زیباترین سکانسهای تاریخ سینما است. بعد از حدود 1 ساعت وحشت، دوربین آرام آرام به عکسی از یک مهمانی مجلل نزدیک می شود که جک نیکلسون جوان در میانه آن قرار گرفته، در حالی که بهت زده مانده اید دوربین آرام آرام جلو می رود و آهنگ « نیمه شب : ستاره ها و تو » از خواننده مشهور دهه 30 بریتانیا یعنی ال باولی «Al Bowlly» در حال پخش شدن است...

شاید یکی از دلایلی که این سکانس را برای من ماندگار کرده همین آشناییم با خواننده کم نظیری مثل ال باولی باشد.

ال باولی از والدینی یونانی و لبنانی در موزامبیک به دنیا آمد، در آفریقای جنوبی بزرگ شد، در انگلستان به شهرت رسید، مدتی را در آمریکا سپری کرد و در نهایت در 17 آوریل 1941 در لندن و در اثر بمباران هواپیماهای آلمانی از دنیا رفت، او را در حالی به خاک سپردند که افراد زیادی برای خاکسپاریش نیامده بودند...

+ سکانس پایانی درخشش در یوتیوب

+ نیمه شب : ستاره ها و تو

+ زندگی شیرین ترین چیز است

بیوگرافی ال باولی

ال باولی در ویکی پدیا

مجموعه موزیک متن درخشش

پی نوشت: آمازون و imdb هیلترند؟ یک مشت گوسپند در حال اداره این مملکتند؟

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مارک هایی که پاک نمی شود...

برچسب خوردن و برچسب زدن کار اصلا ساده ای نیست، ولی وقتی به کسی برچسبی بزنند پاک کردنش کار حضرت فیل است.

این امر هم در مسائل اجتماعی مصداق دارد و هم در مسائل سیاسی، مثلا میگویند اصفهانی ها خسیس تشریف دارند، پزشک ها بدخط اند یا مثلا فلان نوع موبایل داغ میکند و خوب آنتن نمی دهد و...

این صفات در طول یک دوره طولانی گذر زمان به روی شخص یا چیزی می ماند و با آن عجین می شود به طوری که به راحتی نمی توان آن را تبرئه کرد.

نام جمهوری اسلامی نیز در طول این 27 سال مزین به صفت پشتیبانی از تروریزم شده و هر کاری هم انجام دهد( که البته نمی دهد) نمی تواند خود را به این راحتی ها از شر آن خلاص کند.

یکی از مصادیق پشتیبانی از تروریزم، قاچاق و فروش اسلحه به گروههای تروریستی است، از نمونه کوچکی مثل سال 2001 و در کوزوو، زمانی که 3 ایرانی به دست نیروهای انگلیسی عضو ناتو بازداشت شدند(+)، (ظاهرا این ایرانی ها برای کمک به شورشیان آلبانی تبار کوزوو « از طریق قاچاق اسلحه» به آنجا اعزام شده بودند) گرفته تا همین اواخر که ایران متهم به فروش سلاح برای گروههای سنی و شیعه در عراق و طالبان در افغانستان شده است... و کنار هزار و یک دلیل و مدرک دیگری که غرب در این 27 سال به دست آورده...

************

یک مثال دیگر پدیده برچسب خوردن، رژیم آلکساندر لوکاشنکو در روسیه سفید است، در سال 2004 و بعد اینکه نیروهای فرانسوی برای کنترل درگیری های ساحل عاج به این مستعمره سابق فرستاده شدند، 9 سرباز این کشور در اثر بمباران هوایی کشته شد... میشل آلیو ماری، وزیر دفاع فرانسه نوک حملاتش را متوجه بلاروس کرد و گفت که مزدوران بلاروسی تحت خدمت دولت مرکزی ساحل عاج این حمله را انجام داده اند(+)...

ظاهرا بلاروس ( و البته همین طور روسیه) از درگیری های داخلی ساحل عاج ( و سایر کشورهای آفریقایی که در آن اوضاع خرتوخر است) برای فروش اسلحه، جنگنده سوخو و همینطور اعزام تکنیسین و خلبان استفاده می کرده و می کند(+)...

جدا باید به اروپایی ها حق داد که این لوکاشنکو را آخرین دیکتاتور اروپا بدانند...

پی نوشت: انتخابات فرانسه؟ تردید نکنید! فقط سارکوزی، اصلا فکر میکنید فرانسویها بلانسبت مثل ما خرند که به صرف زن یا مرد بودن کسی به او رای بدهند؟

پی نوشت 2: آق بهمن نوشته بود که فیلمسازی ده نمکی علامت آدم شدنش است، براش نوشتم که خوب هیتلر هم نقاشی می کرد

پی نوشت 3: ملتی که میرود چنان استقبالی از فیلم آن آدمکش]...[زاده میکند جمع کردن دیش ماهواره و گیر دادن به لباس برایش کم هم هست...

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در سه شنبه 4 اردیبهشت1386 و ساعت 4 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکی از نکاتی که در حکومت عجیب الخلقه ایران به چشم میاد، معلوم نبودن مرز احکام فقهی با سلیقه های اجرا کننده های آن در جامعه است.

برای مثال یکی چیزهایی که در فقه اسلامی حرام است، خوانندگی خانم هاست، ولی اینکه مثلا اگه در یه گروه چند نفره، ۵ تا زن و ۲ مرد با هم بخونن حکمش چیه بر میگرده به سلیقه اون شورایی که قراره به آلبومت مجوز بده.

چند سال پیش، بی بی سی با یک Dj در داخل ایران مصاحبه می کرد، طرف می گفت که به خاطر اینکه در آهنگهایی که می سازه، از آهنگ صدای زن استفاده می کنه بهش مجوز نمیدن...

در همین رابطه این آهنگ رو حتما دانلود کنید،

آهنگ تکنوی جالبیه... بعد گوش دادن حتما با من هم عقیده می شید!

+ نوشته شده توسط رامین اعتضاد در شنبه 1 اردیبهشت1386 و ساعت 6 قبل از ظهر |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin